→ دیوان اشعارصائب
صائب
مطالع
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱نیست پروای علایق طبع وحشتدیده را←شمارهٔ ۴۲عشق می پاشد ز یکدیگر دل غم پیشه را←شمارهٔ ۴۳حسن عالمسوز دارد بی قرار اندیشه را←شمارهٔ ۴۴زلف طرار تو می بندد زبان شانه را←شمارهٔ ۴۵بی سرانجامی صفا بخشد دل دیوانه را←شمارهٔ ۴۶نیل چشم زخم باشد زنگ کلفت سینه را←شمارهٔ ۴۷شوخی راز محبت می شکافد سینه را←شمارهٔ ۴۸بیخودی فرش است در چشم و دل بی تاب ما←شمارهٔ ۴۹می کند در پرده شب جلوه دایم روز ما←شمارهٔ ۵۰از گرانخوابی چو چشم دام آزادیم ما←شمارهٔ ۵۱بر زبان حرف طلب هرگز نمی آریم ما←شمارهٔ ۵۲دور شو ای آستین از دیده گریان ما←شمارهٔ ۵۳به همواری توان بردن سبق از همرهان اینجا←شمارهٔ ۵۴به احسان همتم میکرد قارون اهل دنیا را←شمارهٔ ۵۵تمنای تو دارد در کشاکش آسمانها را←شمارهٔ ۵۶ز بدگویان امان خواهی، ز غیبت پاک کن لب را←شمارهٔ ۵۷ز خط اندیشه نبود چهره آن سرو قامت را←شمارهٔ ۵۸کجا اندیشه عقباست عقل ذوفنونت را؟←شمارهٔ ۵۹کند هر جا پریشان باد زلف مشکبارش را←شمارهٔ ۶۰توجه نیست با دلهای سنگین عشق سرکش را←شمارهٔ ۶۱به گلشن چون روی، بنما به گل چاک گریبان را←شمارهٔ ۶۲نلرزد چون دل از دهشت چو برگ بیدپیران را؟←شمارهٔ ۶۳به آسانی شود دلها مسخر گوشهگیران را←شمارهٔ ۶۴کشید آن سنگدل از دست من زلف پریشان را←شمارهٔ ۶۵ز نقصان گهر باشد گرانخیزی بزرگان را←شمارهٔ ۶۶نشاط ظاهر از دل کی برد غمهای پنهان را؟←شمارهٔ ۶۷عدالت عمر جاویدان دهد فرمانروایان را←شمارهٔ ۶۸مصیبت میکند بر دل گوارا زهر مردن را←شمارهٔ ۶۹بلایی نیست چون دل واپسی جانهای روشن را←شمارهٔ ۷۰نمی گردد حجاب از دورگردی لفظ مضمون را←شمارهٔ ۷۱چه حاصل کز غزالان بزم رنگین است مجنون را؟←شمارهٔ ۷۲به خاموشی سرآور روزگار زندگانی را←شمارهٔ ۷۳نمیآیی به بیداری چو در آغوش من شبها←شمارهٔ ۷۴به چشم مردم آگاه، این فرسودهقالبها←شمارهٔ ۷۵بخیل دوربین زان میکند وحشت ز صحبتها←شمارهٔ ۷۶شود زیر و زبر مجموعه خاطر ز محفلها←شمارهٔ ۷۷ز لعلش پر می گلرنگ شد پیمانهٔ دلها←شمارهٔ ۷۸به چشم عاقبت بین هر که خود را دید در دنیا←شمارهٔ ۷۹(سر تسلیم خرد بر خط جام است اینجا←شمارهٔ ۸۰(هر که خاموش شد از اهل بیان است اینجا←