شعر را زندگی کن
صائب

مطالع

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۰۱دیده هر کس که از اشک ندامت تر شود←شمارهٔ ۲۰۲هر که گرداند ز دنیا روی، از مردان شود←شمارهٔ ۲۰۳فیض روشن گوهران از ارتحال افزون شود←شمارهٔ ۲۰۴از شراب لاله گون همت دوبالا می شود←شمارهٔ ۲۰۵حسن خط از حلقه گشتن ها زیادت می شود←شمارهٔ ۲۰۶در وجود ما شراب تلخ باطل می شود←شمارهٔ ۲۰۷عمر اهل دولت از احسان دو چندان می شود←شمارهٔ ۲۰۸آسمان افتادگان را غمگساری می شود←شمارهٔ ۲۰۹خون می را از عروق تاک می باید کشید←شمارهٔ ۲۱۰ساغر می را به دست می پرست ما دهید←شمارهٔ ۲۱۱کجا چشم بد از دود سپندم در گزند افتد؟←شمارهٔ ۲۱۲به جز دندان کز آب زندگی چون آسیا گردد←شمارهٔ ۲۱۳به عادت هر کجا زهری است شیرین چون شکر گردد←شمارهٔ ۲۱۴چنین از می گر آن سیب زنخدان لاله گون گردد←شمارهٔ ۲۱۵طریق کفر و دین در شاهراه دل یکی گردد←شمارهٔ ۲۱۶ز پرگویی دهان هرزه گویان باز می گردد←شمارهٔ ۲۱۷دلی دارم که از یاد طرب غمناک می گردد←شمارهٔ ۲۱۸به هرکس آسمان شد مهربان بیچاره می‌گردد←شمارهٔ ۲۱۹غم روی زمین ما را غبار دل نمی گردد←شمارهٔ ۲۲۰به می خشکی ز طبع زاهدان زایل نمی گردد←شمارهٔ ۲۲۱ز نخل خشک مریم این رطب بر خاک می‌بارد←شمارهٔ ۲۲۲ز بس اندیشه سرو از قامت آن دلربا دارد←شمارهٔ ۲۲۳مرا از شکر نه کفران نعمت بسته لب دارد←شمارهٔ ۲۲۴شود خونریزتر حسنی که عاشق بیشتر دارد←شمارهٔ ۲۲۵که جز من می تواند تا مرا گرم سخن دارد؟←شمارهٔ ۲۲۶به ظاهر چین در ابرو گرچه آن نازآفرین دارد←شمارهٔ ۲۲۷نهان در پرده هر موی من آه آتشین دارد←شمارهٔ ۲۲۸به هر رنگی که باشد دل، همان صورت جهان گیرد←شمارهٔ ۲۲۹که دارم غیر خط تا از رخ او داد من گیرد؟←شمارهٔ ۲۳۰من آن سیلم که منزل پیش راه من نمی گیرد←شمارهٔ ۲۳۱به ماتم هر که کام خود ز افغان تلخ می سازد←شمارهٔ ۲۳۲سیه مستان غفلت را فلک هشیار می سازد←شمارهٔ ۲۳۳مژگان زرد، خانه برانداز سینه است←شمارهٔ ۲۳۴آب حیات آتش رخساره ها می است←شمارهٔ ۲۳۵حسنت هلال را به سر آسمان شکست←شمارهٔ ۲۳۶رخسار او مقید زلف بلند نیست←شمارهٔ ۲۳۷ما را شکایت از سخن تلخ یار نیست←شمارهٔ ۲۳۸ما را کنار و بوس توقع ز یار نیست←شمارهٔ ۲۳۹در گریه بی رخت مژه را اختیار نیست←شمارهٔ ۲۴۰عمر عزیز قابل سوز و گداز نیست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth