شعر را زندگی کن
صائب

متفرقات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۵۲۱شکار جذبه توفیق شد گریبانم←شمارهٔ ۵۲۲ستم به خویش ز کوتاهی زبان کردیم←شمارهٔ ۵۲۳برون ز شیشه افلاک همچو رنگ زدیم←شمارهٔ ۵۲۴کمند زلف ترا چون به خویش رام کنیم؟←شمارهٔ ۵۲۵به هفت آب، دهن از شراب می شویم←شمارهٔ ۵۲۶فرهادم و ثبات قدم هست پیشه ام←شمارهٔ ۵۲۷صد خنده واکشم ز تو تا ترک جان کنم←شمارهٔ ۵۲۸در کار عشق سعی چو فرهاد می‌کنم←شمارهٔ ۵۲۹گاهی به کوه و گاه به صحرا نمی روم←شمارهٔ ۵۳۰کو می که اختیار خرد را به او دهم؟←شمارهٔ ۵۳۱دل را به زلف حسن شمایل نمی دهم←شمارهٔ ۵۳۲حاشا که دل به ناز و نعیم جهان نهم←شمارهٔ ۵۳۳از شرم عشق دیده خونبار بسته ایم←شمارهٔ ۵۳۴پیش قضا طلسم ز تدبیر بسته ایم←شمارهٔ ۵۳۵دام امید در ره ایام بسته‌ایم←شمارهٔ ۵۳۶راه نشاط بر دل دیوانه بسته ایم←شمارهٔ ۵۳۷از خط به مهربانی ما بدگمان مشو←شمارهٔ ۵۳۸رفتیم و کوی او به رقیبان گذاشتیم←شمارهٔ ۵۳۹گرم نصیحت دل دیوانه خودیم←شمارهٔ ۵۴۰چون گل پی رنگینی دستار نباشم←شمارهٔ ۵۴۱ما را به تو شد راهنما راهبر چشم←شمارهٔ ۵۴۲ما حسرت دیدار تو در سینه شکستیم←شمارهٔ ۵۴۳دلبستگیی با دل بی کینه نداریم←شمارهٔ ۵۴۴ما داغ جنون را به سویدا نفروشیم←شمارهٔ ۵۴۵به کویش مشت خاکی می فرستم←شمارهٔ ۵۴۶گر تو با هر خار و خس خواهی چو گل افروختن←شمارهٔ ۵۴۷مردم از افسردگی ای بخت چشمی باز کن←شمارهٔ ۵۴۸درگذشت از خاکساری دشمن از آزار من←شمارهٔ ۵۴۹از نصیحت دم مزن با خاطر افگار من←شمارهٔ ۵۵۰خیره گردد دیده صبح از جلای داغ من←شمارهٔ ۵۵۱نیست غیری در حریم دیده نمناک من←شمارهٔ ۵۵۲منقلب گشته است از دور فلک احوال من←شمارهٔ ۵۵۳خون ز چشم عاشقان بیگناه آمد برون←شمارهٔ ۵۵۴زبان شانه را از حرف زلفش کی توان بستن؟←شمارهٔ ۵۵۵ز رخسار تو خونها در دل گل می توان کردن←شمارهٔ ۵۵۶کجا طی راه حق با جان غافل می توان کردن؟←شمارهٔ ۵۵۷به تنهایی گل از وصل گلستان می توان چیدن←شمارهٔ ۵۵۸بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن←شمارهٔ ۵۵۹نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من←شمارهٔ ۵۶۰به فکر از عقده افلاک نتوان کرد سر بیرون←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth