→ دیوان اشعارصائب
صائب
ابیات منتسب
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱از حباب آموز همت را که با صد احتیاج←شمارهٔ ۲خضر نتواند به آب زندگی از ما خرید←شمارهٔ ۳همه تن شانه صفت پنجه گیرا شده ام←شمارهٔ ۴دانش آن راست مسلم که به تردستی شرم←شمارهٔ ۵چه حاجت است به می لعل سیررنگ ترا؟←شمارهٔ ۶فزود تیرگی خاطر از ایاغ مرا←شمارهٔ ۷در خوش قماشی از بر رو دست برده ام←شمارهٔ ۸باغبان بیرون کن این گستاخ بادآورده را←شمارهٔ ۹عیش در زیر فلک با خاکساران مشکل است←شمارهٔ ۱۰روز محشر سرخ رویی از خدا دارم امید←شمارهٔ ۱۱گرچه دست سرو کوتاه است از دامان گل←شمارهٔ ۱۲آن که بی شیرازه دارد کهنه اوراق مرا←شمارهٔ ۱۳از رمیدن ها خیال چشم آن وحشی غزال←شمارهٔ ۱۴نیست هر چند از لباس گل جدایی رنگ را←شمارهٔ ۱۵چشم خود را داده بود از آب حیوان خضر آب←شمارهٔ ۱۶چاک در پیرهن یوسف عقل افکندن←شمارهٔ ۱۷نیست سودی که زیانش نبود در دنبال←شمارهٔ ۱۸به گرد دامن منزل کجا رسی صائب؟←شمارهٔ ۱۹شکسته رنگی من با طبیب در جنگ است←شمارهٔ ۲۰تلاش بیهده ای می کند سر خورشید←شمارهٔ ۲۱چو داغ لاله مرا در حدیقه هستی←شمارهٔ ۲۲شیرینی نشاط، جهان را گرفته است←شمارهٔ ۲۳عکس رخ تو آینه را چون نگار بست←شمارهٔ ۲۴موجی است که تاج از سر فغفور رباید←شمارهٔ ۲۵کاکل چه گنه دارد، دستش ز قفا واکن←شمارهٔ ۲۶به فریب کسی ز راه مرو←شمارهٔ ۲۷آرزوی بوسه شسته است از دلم پیغام تلخ←شمارهٔ ۲۸از نظر رفتی به راهت چشم حیران باز ماند←شمارهٔ ۲۹تخم نیکی را زمین پاک، اکسیر بقاست←شمارهٔ ۳۰سهل باشد بند کردن ناخنی در بیستون←شمارهٔ ۳۱به فریاد کس از خواب صبوحی برنمیخیزد←شمارهٔ ۳۲در آن گلشن که آید در سخن لعل گهربارش←شمارهٔ ۳۳بهای بوسهاش سر میدهم چون زر نمیگیرد←شمارهٔ ۳۴ز ابرو یک سر و گردن بلند افتاده مژگانش←شمارهٔ ۳۵مرغ حسن از قفس خط سیه تنگ آمد←شمارهٔ ۳۶آرزو خار و خسی نیست که آخر گردد←شمارهٔ ۳۷نفس شمرده زن ای بلبل نوا پرداز←شمارهٔ ۳۸ز برگ پان لب جانان عقیق پیما شد←شمارهٔ ۳۹شود سعادت دولت نصیب اهل قلم←شمارهٔ ۴۰جمعی که زیر چرخ شبی روز کرده اند←
۱ از ۲صفحهٔ بعد ←