شعر را زندگی کن
→ کمال‌الدین اسماعیلکمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۰۱شاها کرمت ز قاف تا قاف رسید←شمارهٔ ۴۰۲چون کیسۀ غنچه را صبا پر زردید←شمارهٔ ۴۰۳گفتی دودلی تو ، از تو کاری ناید←شمارهٔ ۴۰۴باغ از گل و لاله ار چه می آراید←شمارهٔ ۴۰۵این مردم چشم من همی نا ساید←شمارهٔ ۴۰۶آنرا که بدت زلف دلکش باید←شمارهٔ ۴۰۷هرچند فضول عیش کم می‌باید←شمارهٔ ۴۰۸گل را همه ساز و رنگ و بومی باید←شمارهٔ ۴۰۹می خوارگی اندر مه دی می باید←شمارهٔ ۴۱۰آنرا که ز ملک آب و جاهی باید←شمارهٔ ۴۱۱هر سال که غنچه را قبا تنگ آید←شمارهٔ ۴۱۲جانرا غم تو هیچ خوشتر ناید←شمارهٔ ۴۱۳بی یاد تو از من نفسی برناید←شمارهٔ ۴۱۴نه از دل کس بوی طرب می‌آید←شمارهٔ ۴۱۵شمعم که سرم آفت تن می آید←شمارهٔ ۴۱۶هر بد که زگردش زمن می آید←شمارهٔ ۴۱۷چشمم جو بران روی نکو می آید←شمارهٔ ۴۱۸چون یادم از آن روی نکو می آید←شمارهٔ ۴۱۹دی گفت صبا که گل بنزدیک رسید←شمارهٔ ۴۲۰چشم ز میان تو نشان هیچ ندید←شمارهٔ ۴۲۱می نتوانم اشک فراوان بارید←شمارهٔ ۴۲۲گر تیغ سر انگشت تو صد را ببرید←شمارهٔ ۴۲۳کو دیده که تا بر وطن خود گرید←شمارهٔ ۴۲۴بیداری چشم و خواب بختم نگرید←شمارهٔ ۴۲۵هنگام صبوحست حریفان خیزید←شمارهٔ ۴۲۶چون زلف ترا کار ببالا برسید←شمارهٔ ۴۲۷لطف تو بآشنا و بیگانه رسید←شمارهٔ ۴۲۸آنان که ز وصلشان دلم می‌بالید←شمارهٔ ۴۲۹ای وصل تو بر تراز تمنای امید←شمارهٔ ۴۳۰گر در همه عمر خویش فرصت جوید←شمارهٔ ۴۳۱خصمت که ره قضای بد می جوید←شمارهٔ ۴۳۲ماییم چو خر گه همه بر بسته کمر←شمارهٔ ۴۳۳مانند دو چشمیم من و آن دلبر←شمارهٔ ۴۳۴تا ز رنکنی از دهن کیسه بدر←شمارهٔ ۴۳۵تا کرد مرا دیده بروی تو نظر←شمارهٔ ۴۳۶در طبع تو ناکسی و در دست تو زر←شمارهٔ ۴۳۷تا شاخ شکوفه سیم خود کرد نثار←شمارهٔ ۴۳۸بستند گرو با نفس مشک تتار←شمارهٔ ۴۳۹در کار سخن رنج کشیدم بسیار←شمارهٔ ۴۴۰تا هست گل سعادت ای دوست ببار←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth