شعر را زندگی کن
→ کمال‌الدین اسماعیلکمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۶۱از بحر کف تو چون برامد تیغت←شمارهٔ ۱۶۲تیغ تو که مغز شهریاران بشکافت←شمارهٔ ۱۶۳چون بلبل مست راه در بستان یافت←شمارهٔ ۱۶۴امشب ز غمت میان خون خواهم خفت←شمارهٔ ۱۶۵بس کس که زجور خلق دل ریش برفت←شمارهٔ ۱۶۶مویی که ز فرق آن دلارای برفت←شمارهٔ ۱۶۷روی تو بدید عقل را رای برفت←شمارهٔ ۱۶۸اطراف چمن لالۀ دلکش بگرفت←شمارهٔ ۱۶۹دیشب هوس دل غمینم بگرفت←شمارهٔ ۱۷۰وقت سحرش چو عزم رفتن بگرفت←شمارهٔ ۱۷۱آن بت که جهان بغمزۀ مست گرفت←شمارهٔ ۱۷۲گرچه کرمت ز من عنان باز گرفت←شمارهٔ ۱۷۳یارآمد و دست من آشفته گرفت←شمارهٔ ۱۷۴دل باز حدیث شادی افسانه گرفت←شمارهٔ ۱۷۵دل را هوس زلف دلارای گرفت←شمارهٔ ۱۷۶راز تو بنزد این و آن نتوان گفت←شمارهٔ ۱۷۷در کوی وفا چو بی درنگیست دلت←شمارهٔ ۱۷۸ای جان و جهانرا مدد از لطف و دمت←شمارهٔ ۱۷۹ای جان جهان را مدد از لطف دمت←شمارهٔ ۱۸۰در حیله گری هزار رنگ آورمت←شمارهٔ ۱۸۱با آنکه زیان شدست یکسر قلمت←شمارهٔ ۱۸۲از لطف نمی شود مصور دهنت←شمارهٔ ۱۸۳من دوش دلی ز دستکار دهنت←شمارهٔ ۱۸۴تا من نکنم چو گل پر از زر دهنت←شمارهٔ ۱۸۵یک شب خواهم خراب و ناپروایت←شمارهٔ ۱۸۶در حسن ندارد گل صد پر پایت←شمارهٔ ۱۸۷ای قبله گه ملک خم ابرویت←شمارهٔ ۱۸۸بشنو زمن ای قبلۀ جانم رویت←شمارهٔ ۱۸۹تا گشت عتاب و جنگ با ماش فراخ←شمارهٔ ۱۹۰شد راحت آن روی دلارای فراخ←شمارهٔ ۱۹۱گردون که همه گرد جفا می گردد←شمارهٔ ۱۹۲آن باده که چشم عیش روشن دارد←شمارهٔ ۱۹۳دریاب گرت دست رسی خواهد بود←شمارهٔ ۱۹۴بلبل بسپیده دم همی زد فریاد←شمارهٔ ۱۹۵دمی می رفتم مست و کش و خرّم و شاد←شمارهٔ ۱۹۶وقتی که بتم گره بر آن زلف نهاد←شمارهٔ ۱۹۷از بس که سوی چمن برد بوی تو باد←شمارهٔ ۱۹۸پیوسته مرا چون تو بتی در بر باد←شمارهٔ ۱۹۹ای داده مرا جان و جوانی بر باد←شمارهٔ ۲۰۰خورشید غلام آن رخ مه وش باد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth