شعر را زندگی کن
→ قدسی مشهدیقدسی مشهدی
قدسی مشهدی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۰۱ای فیض تو همچو صبحدم عالمگیر←شمارهٔ ۴۰۲قدسی همه جا چو نیست سودا درگیر←شمارهٔ ۴۰۳بر من چو در وصل تو کردند فراز←شمارهٔ ۴۰۴بر قرص جو خودم بود دست دراز←شمارهٔ ۴۰۵عشق است که چرخ را برآمد به فراز←شمارهٔ ۴۰۶نتوان ز قضا گریختن با تک و تاز←شمارهٔ ۴۰۷خوش نیست زبان رمز را قصه دراز←شمارهٔ ۴۰۸موجود بود گرچه سراپا عاجز←شمارهٔ ۴۰۹آن برد گرو که رفت ازین دار به عجز←شمارهٔ ۴۱۰قدسی، منم و دلی چو آتش همه سوز←شمارهٔ ۴۱۱قدسی ز تو در قید حجاب است هنوز←شمارهٔ ۴۱۲قدسی به دلت هوای کام است هنوز←شمارهٔ ۴۱۳بینم رخ غم، نقاب نگشاده هنوز←شمارهٔ ۴۱۴شب‌های دراز رفت و خوابی نه هنوز←شمارهٔ ۴۱۵ای مرغ چمن، عشق ندانی ز هوس←شمارهٔ ۴۱۶ای خواهش عشقت آرزوی همه کس←شمارهٔ ۴۱۷پوشیده چو شمع نیست، داند همه کس←شمارهٔ ۴۱۸از همسفران عشق، چون اهل هوس←شمارهٔ ۴۱۹از فیض دم شماست پیش همه کس←شمارهٔ ۴۲۰کو عقل که نفس را کند منع هوس←شمارهٔ ۴۲۱از یک جنسند گرچه نیک و بد ناس←شمارهٔ ۴۲۲احوال زمانه از ستم‌کیشان پرس←شمارهٔ ۴۲۳با عقل به اندازه روی مایل باش←شمارهٔ ۴۲۴بی لخت جگر چو لاله در راغ مباش←شمارهٔ ۴۲۵آن غنچه که کار با صبا افتادش←شمارهٔ ۴۲۶هرکس که به گلشن وجود آرندش←شمارهٔ ۴۲۷دل عقده چرخ تا گشود، افکندش←شمارهٔ ۴۲۸آن کس که به معصیت فرو رفته سرش←شمارهٔ ۴۲۹گردون که ندانی سبب خیر و شرش←شمارهٔ ۴۳۰این یا رب گرمی که تو داری پاسش←شمارهٔ ۴۳۱این خانه که سقف باشد از افلاکش←شمارهٔ ۴۳۲خورشید که از پی بروند افلاکش←شمارهٔ ۴۳۳در سینه تنگ من وطن ساخت غمش←شمارهٔ ۴۳۴آن را که بود رگی ز غیرت به تنش←شمارهٔ ۴۳۵ای فیض ازل با نفست دوشادوش←شمارهٔ ۴۳۶دارد به من اتحاد، یار از من بیش←شمارهٔ ۴۳۷با آن که زدی بر جگرم صد جا نیش←شمارهٔ ۴۳۸صبحم، نیم از شکفته طبعی درویش←شمارهٔ ۴۳۹از فیض جنون، عقل برد کار ز پیش←شمارهٔ ۴۴۰گردون که ز هم نمی‌فتد اجزایش←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth