شعر را زندگی کن
→ قدسی مشهدیقدسی مشهدی
قدسی مشهدی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۴۱عشق ارچه بود ز بود، نابودش بیش←شمارهٔ ۴۴۲هست از بن هر موی، مرا بر تن خویش←شمارهٔ ۴۴۳دارم به دو دست خویش دایم تن خویش←شمارهٔ ۴۴۴خون شد دلم از شنیدن نام وداع←شمارهٔ ۴۴۵پیدا بود از اشک فروهشته شمع←شمارهٔ ۴۴۶بی گریه، بود دیده چو بی باده ایاغ←شمارهٔ ۴۴۷زنهار دم سرد مده سر به چراغ←شمارهٔ ۴۴۸از ماه، چه نور چشم داری در میغ؟←شمارهٔ ۴۴۹ای عمر گرامی به ریا کرده تلف←شمارهٔ ۴۵۰ای باطن تو چو ظاهر آینه صاف←شمارهٔ ۴۵۱خوش نیست حقیقت و مجاز از هم پاک←شمارهٔ ۴۵۲بس تجربه کردیم درین عالم خاک←شمارهٔ ۴۵۳آن را که رسد کدورتی از افلاک←شمارهٔ ۴۵۴تا این کهن آسیا نکرده‌ست درنگ←شمارهٔ ۴۵۵آید دل صاف‌طینتان زود به چنگ←شمارهٔ ۴۵۶بی روی تو زد غبار در چشمم چنگ←شمارهٔ ۴۵۷زد قافله‌سالار، پی کوچ، دهل←شمارهٔ ۴۵۸چنندان که زند طعنه طعنش بر دل←شمارهٔ ۴۵۹هنگامه اهل وجد می‌باید و حال←شمارهٔ ۴۶۰از گل نگرفته‌ام سراغ از ته دل←شمارهٔ ۴۶۱پرهیز کن از راهنمایان فضول←شمارهٔ ۴۶۲آن کس که کند معرفت حق تحصیل←شمارهٔ ۴۶۳از بس که فسرد از نفس سرد، تنم←شمارهٔ ۴۶۴از مهره گردون نکشید آن که ستم←شمارهٔ ۴۶۵هر کثرت و وحدت که دهد دست به هم←شمارهٔ ۴۶۶فارغ شده‌ام ز ننگ و آسوده ز نام←شمارهٔ ۴۶۷مگذار کُمیت فهم را سست لجام←شمارهٔ ۴۶۸از مژده خویش پیشتر نه دو سه گام←شمارهٔ ۴۶۹از گریه نکرد ضعف در دیده مقام←شمارهٔ ۴۷۰چندی ز خرد، پختگی اندوخته‌ام←شمارهٔ ۴۷۱هر دم نتوان کرد به جامی مستم←شمارهٔ ۴۷۲چون صید اگر به دام صیاد افتم←شمارهٔ ۴۷۳زان روز که از مادر گیتی زادم←شمارهٔ ۴۷۴آن شوخ که دل به جلوه او دادم←شمارهٔ ۴۷۵هر سو که مهیای سفر می‌گردم←شمارهٔ ۴۷۶یک چند به فسق و معصیت یار شدم←شمارهٔ ۴۷۷در عشق، به جز زیان ندارد سودم←شمارهٔ ۴۷۸نی شکر ز جان، نه شکوه از تن دارم←شمارهٔ ۴۷۹با عشق، ز دل نهفته رازی دارم←شمارهٔ ۴۸۰از مرغ چمن، به گل سزاوارترم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth