→ قدسی مشهدیقدسی مشهدی
قدسی مشهدی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۸۱با آن که گذشت در نقاب از نظرم←شمارهٔ ۴۸۲در وصل تو دیده بر زمین میدوزم←شمارهٔ ۴۸۳از خاک درت گر چو صبا برخیزم←شمارهٔ ۴۸۴شبها که ز هجر، آب گردد نفسم←شمارهٔ ۴۸۵گردون زند از کین تو هر صبحی دم←شمارهٔ ۴۸۶در عشق به آن بهانه جو نزدیکم←شمارهٔ ۴۸۷چون آینه، گر به سادهلوحی مثلم←شمارهٔ ۴۸۸خود کرد به لطف اگرچه اول رامم←شمارهٔ ۴۸۹هرچند نواسنج قدیم چمنم←شمارهٔ ۴۹۰گفتی که لب آلوده به می چند کنم←شمارهٔ ۴۹۱از خوف، گهی خاطر خود ریش کنم←شمارهٔ ۴۹۲از حق، طلب دل حقاندیش کنم←شمارهٔ ۴۹۳خواهم ز گذشتهها روایت نکنم←شمارهٔ ۴۹۴قدسی هوس کامپرستی نکنم←شمارهٔ ۴۹۵هر روز، سرشک چشم طوفانزایم←شمارهٔ ۴۹۶قدسی من و بخت اگرچه توام بودیم←شمارهٔ ۴۹۷دل پیش تو ای دلبر کاشی داریم←شمارهٔ ۴۹۸تا یار شدی به رغم من با دشمن←شمارهٔ ۴۹۹الفاظ لباس است و معانی چو بدن←شمارهٔ ۵۰۰تا راز دلت ز دل نیاید به زبان←شمارهٔ ۵۰۱در باب وجودت ای خداوند جهان←شمارهٔ ۵۰۲تا هست به جا دایره کون و مکان←شمارهٔ ۵۰۳بی راهبری که سوزدش بهر تو جان←شمارهٔ ۵۰۴هرچند که رحمت است کار رحمان←شمارهٔ ۵۰۵جایی که بود پای محبت به میان←شمارهٔ ۵۰۶بیواسطه در مجلس ابنای زمان←شمارهٔ ۵۰۷زنهار مرو به گله خاموشان←شمارهٔ ۵۰۸شاهنشهی است خدمت درویشان←شمارهٔ ۵۰۹عقل آمد و دل در اضطراب است همان←شمارهٔ ۵۱۰ای باخبر از حقیقت کون و مکان←شمارهٔ ۵۱۱آن صفحه که بایدش سراپا شستن←شمارهٔ ۵۱۲تا کی دنبال نفس سرکش رفتن←شمارهٔ ۵۱۳ای نفس، بس است این همه عصیانکردن←شمارهٔ ۵۱۴تا کی سخن معرفت انشا کردن؟←شمارهٔ ۵۱۵آزرده چو خاطرت ز با ما بودن←شمارهٔ ۵۱۶در عشق تو دل به شرم خواهد بودن←شمارهٔ ۵۱۷از نامه رسی پیش، چه خواهد بودن←شمارهٔ ۵۱۸دلگیر مشو ز شهر یا ده بودن←شمارهٔ ۵۱۹چون غنچه خراب گردم از خندیدن←شمارهٔ ۵۲۰از کس نبود کدورتم در باطن←