شعر را زندگی کن
→ قدسی مشهدیقدسی مشهدی
قدسی مشهدی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱بر من ز تمنای دل کام‌پرست←شمارهٔ ۸۲...........←شمارهٔ ۸۳قدسی همه کارت اثر نفس و هواست←شمارهٔ ۸۴آیند اگر به مصلحت با هم راست←شمارهٔ ۸۵جان زنده بود به عشق و عشق تو به جاست←شمارهٔ ۸۶از نادانی، کس نفتد در کم و کاست←شمارهٔ ۸۷رخسار تو هر کجاست، صبح طرب است←شمارهٔ ۸۸نیشی که خورد بر دل مجروح کجاست←شمارهٔ ۸۹مردم ز فراق منزل یار کجاست←شمارهٔ ۹۰آن دلبر ناپدید خودکام کجاست←شمارهٔ ۹۱ای صبح امید، آفتاب تو کجاست←شمارهٔ ۹۲ای گلشن سودا، گل داغ تو کجاست←شمارهٔ ۹۳دنیا افزون بود و گر کم، هیچ است←شمارهٔ ۹۴جز ذکر خدا هر آنچه گویی هیچ است←شمارهٔ ۹۵محرومی‌ام از صحبت احباب بس است←شمارهٔ ۹۶گر عشق مرا شود خریدار بس است←شمارهٔ ۹۷قدسی غم عشق، هم‌نشین تو بس است←شمارهٔ ۹۸نوروز رسید و باده ناب خوش است←شمارهٔ ۹۹چون شمع به سوختن کنی خوی، خوش است←شمارهٔ ۱۰۰آن را که به مقصود رهی در پیش است←شمارهٔ ۱۰۱از مهر تو، مه ذره صفت رقاص است←شمارهٔ ۱۰۲ای تازه جوان، کمان تندت به کف است←شمارهٔ ۱۰۳نی بی دم نایی از نوا بی‌برگ است←شمارهٔ ۱۰۴هرچند که مرد را ز خواهش ننگ است←شمارهٔ ۱۰۵بدکار ز بیگانه و محرم خجل است←شمارهٔ ۱۰۶از مهر چه دم زنم، تو را معلوم است←شمارهٔ ۱۰۷تا بی‌مهری پیشه اهل زمن است←شمارهٔ ۱۰۸جایی که ز بالقوه نیکان سخن است←شمارهٔ ۱۰۹در کشور هفت عضو دل سلطان است←شمارهٔ ۱۱۰جان در تن مرد، حجت یزدان است←شمارهٔ ۱۱۱پرهیز ز درد، کار بی‌دردان است←شمارهٔ ۱۱۲هرجا که جمال یار پرتوفکن است←شمارهٔ ۱۱۳تا شاهد عشق تو در آغوش من است←شمارهٔ ۱۱۴زاهد گوید که زهد و طامات به است←شمارهٔ ۱۱۵از هر دو جهان مرا وصال تو به است←شمارهٔ ۱۱۶یاد تو مقیم دل آگاه به است←شمارهٔ ۱۱۷جز درد، دلم هیچ نیندوخته است←شمارهٔ ۱۱۸از روز ازل غنی غنا خواسته است←شمارهٔ ۱۱۹با مهر تو هر جان به تنی آینه است←شمارهٔ ۱۲۰از بوی حسد هرکه دماغش فردست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth