شعر را زندگی کن
→ قدسی مشهدیقدسی مشهدی
قدسی مشهدی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۱درد از طفلی لازمه هر فردست←شمارهٔ ۱۲۲چشمم به سرشک لاله‌گون خرسندست←شمارهٔ ۱۲۳چون لاله به دشت گرچه دل خرسندست←شمارهٔ ۱۲۴امید به عقل، چون ثمر از بیدست←شمارهٔ ۱۲۵با آن که چو مهر، یار تنها گذرست←شمارهٔ ۱۲۶از گریه و درد دیده را کی خطرست؟←شمارهٔ ۱۲۷ای آن که به وحدت خردت راهبرست←شمارهٔ ۱۲۸هرچند دلت مومن و نفست گبرست←شمارهٔ ۱۲۹پیش از خبر آیی نفسی، خوب‌ترست←شمارهٔ ۱۳۰هرچند که عصیان تو عالم‌گیرست←شمارهٔ ۱۳۱دل خود به هوای دوست در پروازست←شمارهٔ ۱۳۲تا مهر تو در سینه صد چاک نشست←شمارهٔ ۱۳۳ای مهر، چو صبح، خانه زاد نفست←شمارهٔ ۱۳۴پروردن عشق با خرد هر دو نکوست←شمارهٔ ۱۳۵عالم همه پرتوی بود از رخ دوست←شمارهٔ ۱۳۶زاهد گوید کلامم از دفتر توست←شمارهٔ ۱۳۷ای عشق که جنگ عالمی بر سر توست←شمارهٔ ۱۳۸مغزم ختن از نسیم پیراهن توست←شمارهٔ ۱۳۹وسعت‌گه دهر تنگ از تنگی توست←شمارهٔ ۱۴۰خورشید به تابش ضیایی گروست←شمارهٔ ۱۴۱زان روز که زاهد به ریا پی برده‌ست←شمارهٔ ۱۴۲عمری‌ست که یار درد من افزوده‌ست←شمارهٔ ۱۴۳قومی که شناسند تعلق با کیست←شمارهٔ ۱۴۴بر غفلت خویش بایدت زار گریست←شمارهٔ ۱۴۵بهتر ز نبی ز سر حق آگه کیست←شمارهٔ ۱۴۶با آن که ز بیداد تو بایست گریست←شمارهٔ ۱۴۷نشنیده خرد که عشق را کالا چیست←شمارهٔ ۱۴۸کس را چه خبر که عالم بالا چیست←شمارهٔ ۱۴۹در سینه دلت کام چه می‌داند چیست←شمارهٔ ۱۵۰ویرانه شدی، گمان آبادی چیست←شمارهٔ ۱۵۱ای مست و خراب، لاف مخموری چیست←شمارهٔ ۱۵۲آن کز قلمش نقش بت چین اثری‌ست←شمارهٔ ۱۵۳قدسی ز جهان مرا کناری کافی‌ست←شمارهٔ ۱۵۴گر عقل رمید، عشق دلبر باقی‌ست←شمارهٔ ۱۵۵در دیده عارفان گل و بید یکی‌ست←شمارهٔ ۱۵۶در پیش تو دیوانه و فرزانه یکی‌ست←شمارهٔ ۱۵۷آن گل که وفای بلبلانش حالی‌ست←شمارهٔ ۱۵۸در ساغر من مِی طلبی را جا نیست←شمارهٔ ۱۵۹در عشق مگو که همنفس پیدا نیست←شمارهٔ ۱۶۰با هر نفسی، فیض دم یاران نیست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth