→ دیوان اشعارمنوچهری
منوچهری
قصاید و قطعات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱شبی دراز، می سرخ من گرفته به چنگ←شمارهٔ ۴۲ - در مدح وزیر سلطان مسعود غزنویالا یا خیمگی! خیمه فروهل←شمارهٔ ۴۳می ده پسرا! برگل، گل چون مل و مل چون گل←شمارهٔ ۴۴ - در مدح سلطان مسعود غزنویآمد نوروز ماه با گل سوری به هم←شمارهٔ ۴۵خیز بترویا! تا مجلس زی سبزه بریم←شمارهٔ ۴۶ای دل چو هست حاصل کار جهان عدم←شمارهٔ ۴۷ای بت زنجیر جعد، ای آفتاب نیکوان←شمارهٔ ۴۸ - در مدح منوچهربن قابوسبرآمد ز کوه ابر مازندران←شمارهٔ ۴۹ - در وصف شراب فرمایدای باده! فدای تو همه جان و تن من←شمارهٔ ۵۰ - در لغز شمع و مدح حکیم عنصریای نهاده بر میان فرق جان خویشتن←شمارهٔ ۵۱ - در مدح علیبن محمدشبی گیسو فروهشته به دامن←شمارهٔ ۵۲ - در شکایت از حسودان و دشمنان خود میفرمایدحاسدان بر من حسد کردند و من فردم چنین←شمارهٔ ۵۳فغان ازین غراب بین و وای او←شمارهٔ ۵۴ - در مدح شهریاررسم بهمن گیر و از نو تازه کن بهمنجنه←شمارهٔ ۵۵ - در شکرگزاری عید و مدح خواجه محمدماه رمضان رفت و مرا رفتن او به←شمارهٔ ۵۶ - در وصف جشن مهرگان و مدح ابوحرب بختیاربرخیز هان ای جاریه، می در فکن در باطیه←شمارهٔ ۵۷نبیذ پیش من آمد به شاطی برکه←شمارهٔ ۵۸خوشا قدح نبیذ بوشنجه←شمارهٔ ۵۹ - در مدح خواجه طاهربینی آن بیجاده عارض لعبت حمری قبای←شمارهٔ ۶۰ - در مدح سلطان مسعود غزنویای لعبت حصاری، شغلی دگر نداری←شمارهٔ ۶۱ - در مدح سلطان مسعود غزنویخواهم که بدانم من جانا که چه خوداری←شمارهٔ ۶۲ - در وصف نوروز و مدح (ملک محمد) قصرینوروز درآمد ای منوچهری←شمارهٔ ۶۳ - در مدح شیخ العمید(ابوسهل زوزنی)چنین خواندم امروز در دفتری←شمارهٔ ۶۴ - در صنعت «جمع و تقسیم» و مدح فرمایدبزن ای ترک آهو چشم آهو از سر تیری←شمارهٔ ۶۵بساز چنگ و بیاور دوبیتی و رجزی←شمارهٔ ۶۶ - در مدح ابوالحسن بن علیبن موسیرفت سرما و بهار آمد چون طاووسی←شمارهٔ ۶۷ - در شرح شکایتگاه توبه کردن آمد از مدایح و ز هجی←شمارهٔ ۶۸ - در مدح فضل بن محمد حسینیبه نام خداوند یزدان اعلی←شمارهٔ ۶۹نوروز برنگاشت به صحرا به مشک و می←شمارهٔ ۷۰ - در وصف بهار و مدح ابو حرب بختیار محمدنوروز، روزگار مجدد کند همی←شمارهٔ ۷۱ - درمدح علیبن عمرانجهانا چه بدمهر و بدخو جهانی←شمارهٔ ۷۲ - در مدح ابوالحسن عمرانیصنما! گرد سرم چند همیگردانی←شمارهٔ ۷۳ - در مدح خواجه ابوسهل زوزنینوروز روزگار نشاطست و ایمنی←شمارهٔ ۷۴ - در مدح فضلبن محمد حسینییکی سخنت بگویم گر از رهی شنوی←شمارهٔ ۷۵ - در وصف اسب و مدح شهریارآفرین زان مرکب شبدیز فعل رخش خوی←شمارهٔ ۷۶ - در وصف بهار و مدح میرکامگاراندر آمد نوبهاری چون مهی←شمارهٔ ۷۷ - در مدح سلطان مسعود غزنویای ترک من امروز نگویی به کجایی←شمارهٔ ۷۸گرفتمت که رسیدی بدانچه میطلبی←شمارهٔ ۷۹نوای تو ای خوب ترک نوآیین←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲