شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارحسین خوارزمی
حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱بهار و عید می‌آید که عالم را بیاراید←شمارهٔ ۸۲دوست چون خواهد که عاشق هر نفس زاری کند←شمارهٔ ۸۳عجب که درد مرا هیچکس دوا سازد←شمارهٔ ۸۴مه گلچهره من چون ز سفر بازآید←شمارهٔ ۸۵نفخه سنبل گلچهره من می‌آید←شمارهٔ ۸۶نگار سرو قد گل‌عذار من آمد←شمارهٔ ۸۷کسی که شیفته روی آن صنم باشد←شمارهٔ ۸۸علاج عاشق مسکین حبیب می‌داند←شمارهٔ ۸۹یک لحظه مرا بی رخت آرام نباشد←شمارهٔ ۹۰سلطان نگر که پرسش درویش می‌کند←شمارهٔ ۹۱دردا که دوست هیچ رعایت نمی‌کند←شمارهٔ ۹۲دلبر برفت و درد دلم را دوا نکرد←شمارهٔ ۹۳نظر کنید که آن شهسوار می‌گذرد←شمارهٔ ۹۴اگر طریقه تو جمله ناز خواهد بود←شمارهٔ ۹۵خرم دل آن کس که تمنای تو دارد←شمارهٔ ۹۶چون شب و روز مرا از تو عنایت باشد←شمارهٔ ۹۷دوش از جمال دوست شبم روز گشته بود←شمارهٔ ۹۸سلام من سوی آن شاه سرفراز برید←شمارهٔ ۹۹دل همیشه تکیه بر فضل الهی می‌کند←شمارهٔ ۱۰۰رندان که مقیمان خرابات الستند←شمارهٔ ۱۰۱هر که را سلطان ما بیچارگی روزی کند←شمارهٔ ۱۰۲عاشقان چون با خیال یار خود پرداختند←شمارهٔ ۱۰۳سحرگه باد نوروزی چو از گلزار می‌آید←شمارهٔ ۱۰۴بر آستان خرابات عشق مستانند←شمارهٔ ۱۰۵صباح عید ز بهر صبوح برخیزند←شمارهٔ ۱۰۶ز شست عشق چو تیر بلا روان کردند←شمارهٔ ۱۰۷عید است و حریفان ز می عشق خرابند←شمارهٔ ۱۰۸دلا بنال که یاران نازنین رفتند←شمارهٔ ۱۰۹امیر قافله کوس رحیل زد ای یار←شمارهٔ ۱۱۰زهی بوعده وصل تو جان ما مسرور←شمارهٔ ۱۱۱ترا ز حال من زار مبتلا چه خبر←شمارهٔ ۱۱۲چشم عاشق کش او کشت مرا بار دگر←شمارهٔ ۱۱۳ای خسرو خوبان لبت از شهد شیرین کاره تر←شمارهٔ ۱۱۴سینه خلوتخانه یار است خالی کن ز غیر←شمارهٔ ۱۱۵اگر طریقه آن دلرباست عشوه و ناز←شمارهٔ ۱۱۶بیار ساقی گلرخ شراب ناب امروز←شمارهٔ ۱۱۷بگذار تا بمیرم بر خاک آستانش←شمارهٔ ۱۱۸به چشم او نظر می‌کن دلا در ماه رخسارش←شمارهٔ ۱۱۹خوشا جانی که بستاند بدست خویش جانانش←شمارهٔ ۱۲۰این منم ره یافته در مجلس سلطان خویش←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth