شعر را زندگی کن
→ ملا مسیحملا مسیح
ملا مسیح

رام و سیتا

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۱ - مناجاتخداوندا ز جام عشق کن مست←بخش ۲ - فی مناجاتبه هستی دیده چون نگشوده بودم←بخش ۳ - ایضا فی مناجاتبه نام ساقی دور پیاپی←بخش ۴ - فی نعت سرور کائنات صلی الله علیه و آله و سلمدل از عشق محمد ریش دارم←بخش ۵ - ایضاً فی نعتمهین پیغمبری از نسل آدم←بخش ۶ - حکایت بر سبیل تمثیلبه چشم خویش دیدم عاشق مست←بخش ۷ - در صفت شب معراجشبی سرمایۀ اقبال جاوید←بخش ۸ - در بیان اوصاف پیر خودسعادت نامۀ اختر بلندی←بخش ۹ - در مدح نورالدین جهانگیر پادشاهجهان نو زنده گشت از حسن تدبیر←بخش ۱۰ - در صفت معشوقسخن معشوقۀ عاشق مزاج است←بخش ۱۱ - در صفت ملک هندوستانز من عشق است هندستان زمین را←بخش ۱۲ - در مذمت حساددر افکندم به میدان گوی دعوی←بخش ۱۳ - در حسب حال خوداگرچه خاطرم دریای رازست←بخش ۱۴ - آغاز داستان رام و سیتاشکر گفتارِ این شیرین فسانه←بخش ۱۵ - مشورت کردن راجه جسرت برای اولاد با وزیرانشبی از دور بینی خلوت آراست←بخش ۱۶ - اندر احوال طفولیت رامچو ماه رام را پرتو عیان شد←بخش ۱۷ - آمدن بسوامتر زاهد برای طلب رام پیش راجه جسرت و بردن رام رادرآمد ناگه ا ز در حاجبِ بار←بخش ۱۸ - رخصت شدن بسوامتر زاهد از راجه جسرت و بردن رام را همراه خودچو بسوامتر رخصت شد ز جسرت←بخش ۱۹ - پرسیدن رام از بسوامتر حقیقت گنگ که چگونه از آسمان بر زمین آمده و جواب دادن اوز دانش داد زاهد پاسخ رام←بخش ۲۰ - رفتن رام به ملک مالوه که نزد صوبۀ اود استبه عزم مالوه بس راه پیمود←بخش ۲۱ - در بیان کشتن رام دیوان را و خلاص کردن زاهدان را از آفتشانبه تخت آسمان چون شاه خاور←بخش ۲۲ - گفتن بسوامتر زاهد حقیقت سیتا با رام و رفتن رام همراه بسوامتر در ترهتجوابش داد اندر شهر ترهت←بخش ۲۳ - رفتن رام در شهر ترهت همراه بسوامتر و کشیدن کمان در سینمبر و دادن راجه جنک دختر خود را سیتا به کدخدایی رامز ره رفتن زمانی نارمیدند←بخش ۲۴ - آمدن راجه جسرت از شهر اوده در ترهت به جهت کدخدائی رامدل جسرت به غایت شادمان شد←بخش ۲۵ - رخصت شدن راجه جسرت از جنک و ملاقات کردن پرسرام در راهمهیا آمد از بهر سواری←بخش ۲۶ - آوردن رام سیتا را در اوده و به خانۀ خود نشستن با یکدیگرسعادت هر که را شد سایه گستر←بخش ۲۷ - مصلحت کردن راجه جسرت با وزیران به جهت جلوس رام بر تخت شاهی و حیله انگیختن مادر برت برای اخراج رامچو جسرت در اود بنشست دلشاد←بخش ۲۸ - اخراج کردن جسرت رام را و روان شدن رام و سیتا و لچمن به صحرای چترکوتسحر چون ماند بر سر شاه چین تاج←بخش ۲۹ - غسل کردن سیتا در دل آب گنگچو قصد غسل کرد آن سرو گلرنگ←بخش ۳۰ - در بیان وفات کردن راجه جسرت در فراق رامچو پیش آمد بران رای خردمند←بخش ۳۱ - مشورت کردن وزیران با برت به جهت جلوس او و منع کردن برت وزیران را و آمدن در چترکوت به جهت آوردن رام و انکار کردن رام از ملکبه پایان چون رسید ایام ماتم←بخش ۳۲ - رخصت کردن رام برت را با کفش چوبین و تعریف سلوک پادشاهی اوبرت آن کفش چوبین بست بر سر←بخش ۳۳ - رفتن رام از چترکوت به صحرای اتره زاهد و دیدن سیتا زن او را و فرود آمدن حله ها از عالم بالا برای سیتا به دعای زن زاهدچو سیاحان به عزم جای دیگر←بخش ۳۴ - رفتن رام در منزل سرسکه بر بتک زاهد و دیدن اندر را در آنجا و رفتن زاهد به عالم بالابهر جا کش سراغ عابدی یافت←بخش ۳۵ - خلاصی یافتن اهلیا زن گوتم که به دعای شوهر سنگ شده بود از قدم مبارک رامچنین تا بر در دیری رسیدند←بخش ۳۶ - کور کردن رام یک پسر اندر را که به صورت زاغ سیتا را رنجانیده بودشکار آورد روزی آن ظفرکیش←بخش ۳۷ - دیدن حوض پر آب و نیلوفر و چیدن گلها رام و سیتا با یکدیگرجهانگیر فلک با روی روشن←بخش ۳۸ - رفتن رام بدیدن ستیچن زاهد و پرسیدن خبر ستارهٔ سهیلخرامان آن دو سرو از گشت گلشن←بخش ۳۹ - ملاقات رام با سهیل وقت برگذشتن سهیل از آسمان به زمینچو مژده یافت زان اقبال جمشید←بخش ۴۰ - رخصت شدن رام از سهیل زاهدچو رام از خدمت آن نیکنامان←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth