→ ملا مسیحملا مسیح
ملا مسیح
رام و سیتا
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۴۱ - کشته شدن خرد و وتراسرا نیز و چهارده هزار دیو از دست رامغریوان بر ارابه خر به پیکار←بخش ۴۲ - داد خواه شدن سرب نکا پیش راون در شهر لنکابه لنکا شاه دیوان بود راو ن←بخش ۴۳ - بیان کردن سرپ نکا، حسنِ سیتا را برای راون و عاشق شدن راونسهی سروی ز رحمت آفریده←بخش ۴۴ - آمدن راون در منزل ماریچ دیو و منع کردن ماریچ راون را از دشمنی رامنماندش اختیار از بی قراری←بخش ۴۵ - برآمدن سیتا برای گل چیدن و دیدن او آهوی زرین را و فرستادن رام را برای شکار آهوی زرینبه گل چیدن برآمد ناگهان حور←بخش ۴۶ - رفتن رام به شکار آهو و فرستادن سیتا، لچمن را برای خبر رام خواه ناخواههمی رفت آهوی زرین جهیده←بخش ۴۷ - دیدن راون سیتا را و بردن سیتا به زورچو لچمن رفت، راون وقت آن یافت←بخش ۴۸ - جنگ کردن جتایو با راون و کشته شدن جتایو به دست او و بردن او سیتا را به لنکابه بی رویی کشان می بردش از مو←بخش ۴۹ - برگشتن رام از شکار و دیدن او در راه لچمن را و خبردار شدن از حال و بیتاب شدن رام و جستجو کردن لچمن سیتا راچو رام از کشتن آهوی زرین←بخش ۵۰ - دیدن رام جتایو کرگس را و خبر یافتن از سیتابه ناگه رفت در دامان کوهی←بخش ۵۱ - دیدن رام نقش پای راون و نقش پای سیتا رادر آن نزدیک نقش پای ده سر←بخش ۵۲ - دیدن رام ماه را و پنداشتن سیتا و مخاطب کردن اوچو باز آمد به خود لختی شبانگاه←بخش ۵۳ - روان شدن رام خبر گرفتن سیتا را و ملاقات شدن با کیندها دیو و یافتن خبر سیتاچو روزی چند در صحرا قدم زد←بخش ۵۴ - در بیان احوال سیتاز سوز رام تا طبعم سخن راند←بخش ۵۵ - جای دادن راون سیتا را در باغ اسلوک بنموکل بر پری زن دیوکی چند←بخش ۵۶ - آمدن رام در کوه رک مونکچو در رک مونک کوه آن کوه تمکین←بخش ۵۷ - آمدن فصل بهارچو یک چندی گذشت از روزگاران←بخش ۵۸ - آمدن رام بالای قلعۀ کوه و ملاقات کردن با سگریو به میانجی هنومنتچو در رکه مونک آمد رام دلخون←بخش ۵۹ - گفتن سگریو حقیقت منازعت بال را با رامکه دیوی بود مایاوی ملنگی←بخش ۶۰ - بیان کردن سگریو زور بال راز زور بال گویم با تو یک حرف←بخش ۶۱ - کشته شدن بال از دست رام و راضی شدن سگریو و انگد و رامز غار آخر بر آمد بال دلتنگ←بخش ۶۲ - در صفت فصل بهار برسات و فراق رامهوای عشق آمد فصل برسات←بخش ۶۳ - در صفت ماهتابیشبی چون جِیب صبح، آبستن نور←بخش ۶۴ - فرستادن رام لچمن را برای آوردن سگریوچو شاهنشاه چین از غایت کین←بخش ۶۵ - آمدن سگریو با لشکر خویش و فرستادن کسان خود هرچهار طرف از برای خبر سیتابه جاسوسیِ حال آن پری زاد←بخش ۶۶ - روان شدن هنونت با جمع میمونان و رفتن در غار و یافتن سوم برتهاراکهن تاریخدان عشق نامه←بخش ۶۷ - ملاقات با سنپات کرگس و همراه دادن پسر خود را به سپارش رامقضا را کرگسی بود اندران کوه←بخش ۶۸ - جمع آمدن میمونان که از دریاچۀ طور بگذرندچو مهر از قعر این دریای اندوه←بخش ۶۹ - در صفت پیدایش هنونتشنو اح وال خود ز آغاز و انجام←بخش ۷۰ - رخصت شدن هنونت از انگد که از دریا بجهدپی رخصت به پای انگد افتاد←بخش ۷۱ - روان شدن هنونت برای خبر گرفتن سیتاچو ابروی هلال از وسمه گون طاق←بخش ۷۲ - دیدن هنونت سیتا را و آمدن راون به دیدن سیتا و جاسوسی گرفتنهلال آسا صنم را دید از دور←بخش ۷۳ - دادن هنونت انگشتری رام را به سیتا و فرستادن سیتا لعل خود برای تسلّی خاطر رامچو روشن گشت شب را جان تاریک←بخش ۷۴ - رخصت شدن هنونت از سیتاهنون رخصت شد و کرده زمین بوس←بخش ۷۵ - رخصت شدن هونت از سیتا و جنگ کردن با دیوانهنون چون رفت گام چند از پیش←بخش ۷۶ - جنگ کردن پسر راون با هنونت و کشته شدن او به دست هنونتاجازت داد پور خرد خود را←بخش ۷۷ - فرستادن راون، اندرجت پسر بزرگ خود را به جنگ هنونتیک اسپه تاخت اندرجت به میدان←بخش ۷۸ - انداختن اندرجت کمند را که برمها داده بودکمندی داشت اندرجت عدو گیر←بخش ۷۹ - دیدن راون لشکر رام را به بالای قصر و عتاب کردن وزیران خود راز قصر خویش راون در نظاره←بخش ۸۰ - نمودن راون طلسم رام را به سیتا جهت فریب دادن او و زاری کردن سیتا و دلاسا دادن ترجنا او رابه افسون ساز دیوی داد پیغام←