شعر را زندگی کن
→ فصل سوممحمد بن منور
محمد بن منور

نامه‌ها

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱نامه‌های شیخ ما قدس اللّه روحه العزیز بعضی آورده شد برای تبرّک←شمارهٔ ۲در آن وقت که شیخ ما قدس اللّه روحه العزیز به نشابور بود درویشی پیش شیخ آمد و گفت اندیشۀ میهنه دارم، شیخ دوات و کاغذ خواست و گفت ساعتی توقف باید کرد تا چیزی به بوطاهر بنویسم پس بنوشت:←شمارهٔ ۳شیخ را درویشی گفت ای شیخ بمرو الرود می‌روم خدمتی هست؟ شیخ ما گفت تا به قاضی حسین چیزی نویسم، بنوشت:←شمارهٔ ۴و به یکی از بزرگان نویسد شیخ بدرخواست خطیبی عزیز:←شمارهٔ ۵خطیب از جاه به شیخ ما چیزی نوشت شیخ جواب نوشت:←شمارهٔ ۶خواجه امام محمدبن عبداللّه بن یوسف الجوینی در نشابور برحمت خدای تعالی رسیده بود شیخ ما نامه‌ای نوشت از میهنه به بزرگان شهر نشابور به تعزیت او، نبشت:←شمارهٔ ۷در آن وقت کی شیخ ما قدس اللّه روحه به نشابور بود درویشی فرا پیش شیخ آمد پای افزار پوشیده و گفت بمیهنه می‌شوم خدمتی هست؟ شیخ گفت تا فرزندان را چیزی نویسم، بنوشت:←شمارهٔ ۸این نامه شیخ ما نوشت بفقیه ابوبکر خطیب از میهنه بمرو:←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth