شعر را زندگی کن
خلوتی با محمد بن منور

شمارهٔ ۷

نامه‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در آن وقت کی شیخ ما قدس اللّه روحه به نشابور بود درویشی فرا پیش شیخ آمد پای افزار پوشیده و گفت بمیهنه می‌شوم خدمتی هست؟ شیخ گفت تا فرزندان را چیزی نویسم، بنوشت:
۲
بسم اللّه الرحمن الرحیم.
۳
هیچ صورتگر به صد سال از بدایع وزآن نداند کرد و نتواند کی یک باران کند
۴
روی تازه و پیشانی بکار گشاده و ز میهمان چاره نی والسلام.
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth