→ دیوان اشعارمسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۱هنگام گل ار به باغ بلبل نبود←شمارهٔ ۱۲۲هر گه که فلک دل مرا ریش کند←شمارهٔ ۱۲۳گردون همه در بند گرانم دارد←شمارهٔ ۱۲۴شاها ملکا همه ثناگوی تواند←شمارهٔ ۱۲۵گردون شرف و جاه در انگشت تو دید←شمارهٔ ۱۲۶شاها ملکا جهان به فرمان تو باد←شمارهٔ ۱۲۷آنی که جهانی ز تو سامان گیرد←شمارهٔ ۱۲۸بورشد رشید کز فلک ماه آورد←شمارهٔ ۱۲۹آن کوه گذار آهوی دشت نورد←شمارهٔ ۱۳۰چون موج سیاه روی هامون گیرد←شمارهٔ ۱۳۱خاک از رخم ار برو نهم زرد شود←شمارهٔ ۱۳۲تا دعوت دولت تو در گوشم شد←شمارهٔ ۱۳۳اول گردون ز رنج در تابم کرد←شمارهٔ ۱۳۴بر هم زده بود عشقت اسباب خرد←شمارهٔ ۱۳۵من شاهم و شاعران سواران منند←شمارهٔ ۱۳۶گر زر گردی جفا عیار تو بود←شمارهٔ ۱۳۷چون در چشمم ز حسن تو زیبی زد←شمارهٔ ۱۳۸رویی که چو او چرخ فلک ننگارد←شمارهٔ ۱۳۹چون روی هوا دوش به قیر اندودند←شمارهٔ ۱۴۰گر خون نشود قوت جانم که دهد←شمارهٔ ۱۴۱اندر ریشم همه خسک پاک برید←شمارهٔ ۱۴۲ترسم ما را ستارگان چشم کنند←شمارهٔ ۱۴۳چرخ فلک از قضا یکی پیکان زد←شمارهٔ ۱۴۴در هند کمال جود موجود آمد←شمارهٔ ۱۴۵چون بنشینند و مطربان بنشانند←شمارهٔ ۱۴۶آن را که ز بخت دستیاری باشد←شمارهٔ ۱۴۷در عشق تو جانم انده ناب خورد←شمارهٔ ۱۴۸آنان که سر نشاط عالم دارند←شمارهٔ ۱۴۹خون در تن من که اصل نیروست نماند←شمارهٔ ۱۵۰تا خط چو دود تو دل از من بربود←شمارهٔ ۱۵۱آن بت که دل مرا فرا چنگ آورد←شمارهٔ ۱۵۲با من فلک از خشم همی دندان زد←شمارهٔ ۱۵۳ای شاه فلک متابع کام تو باد←شمارهٔ ۱۵۴در باغ هنر تخم وفا کاشت خرد←شمارهٔ ۱۵۵صالح تن من ز عشق دامن بفشاند←شمارهٔ ۱۵۶در محنت شو خوش و مکن نعمت یاد←شمارهٔ ۱۵۷دیدار تو از نعمت دو جهان خوشتر←شمارهٔ ۱۵۸یک بوسه زدم بر لب و بر چشم دگر←شمارهٔ ۱۵۹ز اول به میان ما به هنگام کنار←شمارهٔ ۱۶۰هر ابر که بنگرم غباری شده گیر←