→ دیوان اشعارمسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱خورشید رخ تو تافت بر سایه عمر←شمارهٔ ۱۶۲تعریف مرا عشق تو ای ساده شکر←شمارهٔ ۱۶۳سلطان ملک است در دل سلطان نور←شمارهٔ ۱۶۴چاه ز نخ تو ای دلارام پسر←شمارهٔ ۱۶۵یک چشم تو گر تباه گشت ای دلبر←شمارهٔ ۱۶۶ای روی تو آفتاب و من نیلوفر←شمارهٔ ۱۶۷آمد به وداعم آن نگار دلبر←شمارهٔ ۱۶۸ز اندیشه هجران و ز نادیدن یار←شمارهٔ ۱۶۹در عشق تو همچو ابر می گریم زار←شمارهٔ ۱۷۰ای پیل سوار خسرو شیر شکار←شمارهٔ ۱۷۱پیوست فلک با من پیکار دگر←شمارهٔ ۱۷۲این ابر چراست روز وشب چشم تو تر←شمارهٔ ۱۷۳اکنون که شدی به بتکده عاشق زار←شمارهٔ ۱۷۴مشکین کله تو گر شبست ای دلدار←شمارهٔ ۱۷۵نا رفته هنوز بوی شیرت ز شکر←شمارهٔ ۱۷۶تا دیده ام آن روی چو خورشید انور←شمارهٔ ۱۷۷اندیشه مکن به کارها در بسیار←شمارهٔ ۱۷۸ای مهر تو چون چهار طبع اندر خور←شمارهٔ ۱۷۹اندک اثر آبله بر دو رخ یار←شمارهٔ ۱۸۰در زندان تا کرد مرا گردون پیر←شمارهٔ ۱۸۱سلطان ملک ای عزیز فرزند پدر←شمارهٔ ۱۸۲چون پیرهنت گرفته ام تنگ به بر←شمارهٔ ۱۸۳از سنگم یا ز چیستم جان پدر←شمارهٔ ۱۸۴بر مرگ تو چون نمویم ای جان پدر←شمارهٔ ۱۸۵می گویمت ای سعادت ای نیک پسر←شمارهٔ ۱۸۶در غور فلک تعبیه ای ساخت چو ابر←شمارهٔ ۱۸۷گویی که هوا به زیر گردست امروز←شمارهٔ ۱۸۸عشقت کشتم که غم درودم شب و روز←شمارهٔ ۱۸۹ای فقر بخاست روز بازار تو خیز←شمارهٔ ۱۹۰ای شاه علاء دولت ملک افروز←شمارهٔ ۱۹۱چرخ از دم کون برنمی گردد باز←شمارهٔ ۱۹۲خورشید رخا وصل تو جویم همه روز←شمارهٔ ۱۹۳ای سود و زیان عمر فرسوده بترس←شمارهٔ ۱۹۴ای یار چو صبر هیچ یاری مشناس←شمارهٔ ۱۹۵از بخشش دست من ز سیم و زر پرس←شمارهٔ ۱۹۶مسعود که بود سعد سلمان پدرش←شمارهٔ ۱۹۷مسعود که بود سعد سلمان پدرش←شمارهٔ ۱۹۸تا از من می جهی چو دود از آتش←شمارهٔ ۱۹۹معشوقه دلم به آتش انباشت چو شمع←شمارهٔ ۲۰۰آتش به سرم همی فرو ریزد عشق←