→ دیوان اشعارابن یمین
ابن یمین
قطعات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ١۶١مرد بیمار کاحتما نکند←شمارهٔ ١۶٢من نگویم که از فوائد تو←شمارهٔ ١۶٣مرا بدرگه دولت پناه سرور عهد←شمارهٔ ١۶۴مردمان با یکدیگر دائم نزاعی میکنند←شمارهٔ ١۶۵مرا بلبل طبع شیرین نفس←شمارهٔ ١۶۶مطبخی ایست ناگوار مرا←شمارهٔ ١۶٧منم ابن یمین ذاتی که او را←شمارهٔ ١۶٨مدتی در طلب مال جهان کردم سعی←شمارهٔ ١۶٩مرا نیمه نانی که در خور بود←شمارهٔ ١٧٠ما را حکایتی عجب افتاد با ملک←شمارهٔ ١٧١مرا صورت از لغوه گر کج شود←شمارهٔ ١٧٢معنی طلب که بر در و دیوار صورتست←شمارهٔ ١٧٣مرا مذهب اینست گیری تو نیز←شمارهٔ ١٧۴مخور ای ابن یمین غم چو وفاقت برسد←شمارهٔ ١٧۵نکند عمر خویشتن ضایع←شمارهٔ ١٧۶وزیر مشرق و مغرب مگر نمیداند←شمارهٔ ١٧٧وزیر شاه نشان ای یگانه دو جهان←شمارهٔ ١٧٨والاضیاء دین توئی آنکس که آفتاب←شمارهٔ ١٧٩هر که رنجی کشید و گنج نهاد←شمارهٔ ١٨٠هر یکی از شهان بوقت شکار←شمارهٔ ١٨١هر که در کارها مشاوره کرد←شمارهٔ ١٨٢هر که در صبح از بگه خیزی←شمارهٔ ١٨٣هر که را در جهان همی بینی←شمارهٔ ١٨۴هر چه داری بخور و بذل کن و باک مدار←شمارهٔ ١٨۵هر کس که حال دینی و عقبی شناخت او←شمارهٔ ١٨۶هیچ دانی کز چه باشد عزت آزادگان←شمارهٔ ١٨٧هر کو درین زمانه طلبکار منصبی است←شمارهٔ ١٨٨هنرمند باشد بسان گهر←شمارهٔ ١٨٩هر که موجود حقیقی را شناخت←شمارهٔ ١٩٠یکیست فاضل و دانا اصیل و پاک نسب←شمارهٔ ١٩١یک دو نوبت در جناب خسرو جمشید فر←شمارهٔ ١٩٢با خرد گفتم که داری در جهان جایی چنان←شمارهٔ ١٩٣غرمائی که داشتم زین پیش←شمارهٔ ١٩۴هر که دارد کفاف عیش چنان←شمارهٔ ١٩۵هر که را دسترس بنقره و زر←شمارهٔ ١٩۶منت ایزد را که هستم با قناعت همنشین←شمارهٔ ١٩٧ای که اندر شرب می ما را ملامت میکنی←شمارهٔ ١٩٨یکی گفت صبح مشیبت دمید←شمارهٔ ١٩٩هر که او بر چار مطلوب از مطالب قادرست←شمارهٔ ٢٠٠گرت از شهد و شکر ذوقی هست←