→ دیوان اشعارابن یمین
ابن یمین
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۵۶۱هر چند بود کعبه اسلام کنون←شمارهٔ ۵۶۲گر هست کسیکه حکم او هست روان←شمارهٔ ۵۶۳در دیده دریا وشم آنجان جهان←شمارهٔ ۵۶۴خواهم در زهد را ازین پس بستن←شمارهٔ ۵۶۵مائیم ز جور فلک آینه گون←شمارهٔ ۵۶۶جان باید و نان و نان نباید بیجان←شمارهٔ ۵۶۷لعلت بشکر خنده همیبارد جان←شمارهٔ ۵۶۸چون عاقبت الامر بباید مردن←شمارهٔ ۵۶۹تا رفت ببرج آتشی کوکب من←شمارهٔ ۵۷۰یکچند چراغ آرزوها پف کن←شمارهٔ ۵۷۱ای مونس چشم من خیال رخ تو←شمارهٔ ۵۷۲ای قبله عشاق جهان ابروی تو←شمارهٔ ۵۷۳هم کار دلم بجان رسید از غم تو←شمارهٔ ۵۷۴ای صبح امید من چو شام از غم تو←شمارهٔ ۵۷۵نائی که سخن بود روان از لب او←شمارهٔ ۵۷۶ای گشته خجل زهره ز چنگ خوش تو←شمارهٔ ۵۷۷از دولت مخدوم جهان و فر او←شمارهٔ ۵۷۸دانی صنما که بر چه سانم بیتو←شمارهٔ ۵۷۹ای زلف ترا حلقه و خم تو بر تو←شمارهٔ ۵۸۰فرزند حسن ایدل و جانم با تو←شمارهٔ ۵۸۱ای نور دو دیده آن سزد مذهب تو←شمارهٔ ۵۸۲ای داده گلابرا خجالت خوی تو←شمارهٔ ۵۸۳تا حسن رخ تو گشت پیرایه تو←شمارهٔ ۵۸۴ایخنده زنان بر مه انور رخ تو←شمارهٔ ۵۸۵تا بر در آرزو بود منزل تو←شمارهٔ ۵۸۶ایدل کم این دیر کهن گیر و برو←شمارهٔ ۵۸۷ای مفتی شرع مکرمت خامه تو←شمارهٔ ۵۸۸روزیکه نبد هیچ نشان من و تو←شمارهٔ ۵۸۹ایدل ز سخن آنچه مرادست آن گو←شمارهٔ ۵۹۰ای چرخ فلک هزار فریاد از تو←شمارهٔ ۵۹۱ای بس که جهان باشد و ما خاک شده←شمارهٔ ۵۹۲ایدل تو مپندار بجانی زنده←شمارهٔ ۵۹۳ایمهر رخ تو جای در دل کرده←شمارهٔ ۵۹۴آمد بر من زلف مشوش کرده←شمارهٔ ۵۹۵با عشق تو عقل را پریشانی به←شمارهٔ ۵۹۶دائم سخن از صدق و صفا گفتن به←شمارهٔ ۵۹۷ای ابروی چون کمان تو پیوسته←شمارهٔ ۵۹۸دلدار من آنحوروش امروز بگاه←شمارهٔ ۵۹۹از مال تو سائلان نکاهند بده←شمارهٔ ۶۰۰دلدار مرا دید پریشان گشته←