→ دیوان رباعیاتاوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی
الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱ - الحقیقةکار ارچه به من نیست ولی بی من نیست←شمارهٔ ۸۲ - الحقیقةاین مردمک دیده سحرگه برخاست←شمارهٔ ۸۳ - الحقیقةدانستن این حدیث کار دیده است←شمارهٔ ۸۴ - الحقیقةهر دل که به میدان هوای تو بتاخت←شمارهٔ ۸۵ - الحقیقةدل نیست کز آتش غمت سوخته نیست←شمارهٔ ۸۶ - الحقیقةتا می نخوری به سرِّ مستی نرسی←شمارهٔ ۸۷ - الحقیقةهستی تو همه، با تو برابر چه بود←شمارهٔ ۸۸ - الحقیقةای مؤمن محض بودنت مطلق گبر←شمارهٔ ۸۹ - الحقیقةمست از ازل آمدیم و مستیم هنوز←شمارهٔ ۹۰ - الحقیقةبیرون تر ازین جهان جهانی دگر است←شمارهٔ ۹۱ - الحقیقةآن کس که چو حق حقیقت حق نشناخت←شمارهٔ ۹۲ - الحقیقةتا چند دلا تو در مقالت پیچی←شمارهٔ ۹۳ - الحقیقةدر باغ طلب اگر نباتی یابی←شمارهٔ ۹۴ - الحقیقةبر درگه کبریا تو جز شاه نئی←شمارهٔ ۹۵ - الحقیقةیاری که وجود و عدمت اوست همه←شمارهٔ ۹۶ - الحقیقةماییم که بس بوالعجب اندر قدمیم←شمارهٔ ۹۷ - الحقیقةگر حکمت محض خواهی و علم اصول←شمارهٔ ۹۸ - الحقیقةدر عالم کشف اگر گلی بنماییم←شمارهٔ ۹۹ - الحقیقةدر دیدهٔ دل دیدهٔ دیگر دیدم←شمارهٔ ۱۰۰ - الحقیقةما خود ز ازل عاشق و مست آمده ایم←شمارهٔ ۱۰۱ - الحقیقةخوابی که ندیده ای تو تعبیر مکن←شمارهٔ ۱۰۲ - الحقیقةهر دل که به سوی او گراید رفتن←شمارهٔ ۱۰۳ - الحقیقةتا ظن نبری که هست این رشته دو تو←شمارهٔ ۱۰۴ - الحقیقةای در دل من مهر تمنّا همه تو←شمارهٔ ۱۰۵ - الحقیقةآتش نزند در دل ما الّا او←شمارهٔ ۱۰۶ - الیقینهر چیز که او گفت چنان است همه←شمارهٔ ۱۰۷ - التوبهای آنک به توبه کرده ای عزم درست←شمارهٔ ۱۰۸ - التوبهطاعت زگناه بیش می باید کرد←شمارهٔ ۱۰۹ - التوبهدر دل همه شرک و روی بر خاک چه سود←شمارهٔ ۱۱۰ - التوبهدر بندگیش ناخلفی می کردی←شمارهٔ ۱۱۱ - التوبهآباد خرابات زمی خوردن ماست←شمارهٔ ۱۱۲ - التوبهگر تو به سر راه خرد وانرسی←شمارهٔ ۱۱۳ - الصّومبا دیده درآی و صنع ربّانی بین←شمارهٔ ۱۱۴ - الحجدر راه خدا دو کعبه آمد حاصل←شمارهٔ ۱۱۵ - الحجاحرام درش گیر و دلا فرمان کن←شمارهٔ ۱۱۶ - الحجتا روی توم قبله شد ای جان و جهان←شمارهٔ ۱۱۷ - الحجدر راهش اگر به نیکنامی برسی←شمارهٔ ۱۱۸ - الحجگر عُجب زموقف دلت دور شود←شمارهٔ ۱۱۹ - الحجمرهم طلبی به گرد دلریشان گرد←شمارهٔ ۱۲۰ - طلب الآخرةتا وسوسهٔ عشق مهیّا نشود←