→ دیوان رباعیاتاوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی
الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۱ - طلب الآخرةفرزانهٔ سروران جهان بگزیند←شمارهٔ ۱۲۲ - طلب الآخرةچون از شدگان یکی نمی آید باز←شمارهٔ ۱۲۳ - طلب الآخرةزان پیش که گویند که جا واپرداز←شمارهٔ ۱۲۴ - طلب الآخرةملک طلبش بهر سلیمان ندهند←شمارهٔ ۱۲۵ - طلب الآخرةترسم که اگر در طلبش نشتابی←شمارهٔ ۱۲۶ - الصدقبا صدق تو زخم همچو مرهم باشد←شمارهٔ ۱۲۷ - الصدقای دل سررشتهٔ اَمَل کوته کن←شمارهٔ ۱۲۸ - الصدقگر مایهٔ همت است در گوهر تو←شمارهٔ ۱۲۹ - الصدقتا یوسف دل را نکنی از بن چاه←شمارهٔ ۱۳۰ - الصدقصدق است که مرد را همی بخشد جان←شمارهٔ ۱۳۱ - الصدقگر قصد کنی به رفتن راه وصال←شمارهٔ ۱۳۲ - الصدقاز صدق رهانی دل خود را از حیف←شمارهٔ ۱۳۳ - الصفاگر یک نفس آن جان و جهان بتوان دید←شمارهٔ ۱۳۴ - الصفاروخانه برو که شاه ناگاه آید←شمارهٔ ۱۳۵ - الصفارسمی است میان اهل دل دیرینه←شمارهٔ ۱۳۶ - الصفاای دل نه تویی که در صفایی نرسی←شمارهٔ ۱۳۷ - الصفانه هر که میان ببندد از کفار است←شمارهٔ ۱۳۸ - الصفاطعم وحدت بدین دو تویی بخشی←شمارهٔ ۱۳۹ - الصفااز راه صفا هر که نصیبی یابد←شمارهٔ ۱۴۰ - الصفاتا تعبیهٔ عشق مصفّا نشود←شمارهٔ ۱۴۱ - الصفاسجاده به روی آب انداخته گیر←شمارهٔ ۱۴۲ - الصفاشرط است مرا زخویشتن برگشتن←شمارهٔ ۱۴۳ - الصّبربر مردم اهل گر بد و نیک آید←شمارهٔ ۱۴۴ - الصّبرکاری که فروبندد و رخ ننماید←شمارهٔ ۱۴۵ - الصّبردر محنت اگر چه صبر ایّوبی به←شمارهٔ ۱۴۶ - الصّبردل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه←شمارهٔ ۱۴۷ - الصّبرصبری که دلم بدو قوی بود برفت←
→ صفحهٔ قبل۴ از ۴