→ دیوان رباعیاتاوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی
الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱یا رب چه خوش است زلف خم در خم او←شمارهٔ ۴۲آنی که فلک با تو درآید به طرب←شمارهٔ ۴۳دردا که درون صفه ما را ره نیست←شمارهٔ ۴۴ای دل صفت جمال او نتوان گفت←شمارهٔ ۴۵گفتی که به عقل باش کاین رسوایی است←شمارهٔ ۴۶تا قسم من سوخته خود حرمان است←شمارهٔ ۴۷آنها که زاصل عقل سرگردانند←شمارهٔ ۴۸آنها که سرانند به سرگردانند←شمارهٔ ۴۹کو دل که بدان دل غم جان شاید خورد←شمارهٔ ۵۰دل رفته و عشق آمده تا خود چه کند←شمارهٔ ۵۱تا عشق توَم سلسله می جنباند←شمارهٔ ۵۲خواهی که برم سرّ تو مکنون باشد←شمارهٔ ۵۳در هیچ سری مایهٔ اسراری نه←شمارهٔ ۵۴هر دل نبود قابل اسرار خدا←شمارهٔ ۵۵از کتم عدم چون که برون افتادم←شمارهٔ ۵۶در من نگرم زپای تا سر هیچم←شمارهٔ ۵۷ای دوست بیا و غم بی حاصل بین←شمارهٔ ۵۸یا روی دلم به سوی دیگر گردان←شمارهٔ ۵۹گویند مرا چرا شدی سودایی←شمارهٔ ۶۰آنها که محققان این درگاهند←شمارهٔ ۶۱آنجا که نه کون و نه مکان در گنجد←شمارهٔ ۶۲این ره به قدم چون بر وی برخیزد←شمارهٔ ۶۳روزی که جمال تو مرا دیده شود←شمارهٔ ۶۴چون در غم تو شادی من نفزاید←شمارهٔ ۶۵گر طالب قرب حق شدی موسی وار←شمارهٔ ۶۶آنجا که سراپردهٔ اجلال جلال←شمارهٔ ۶۷دل دوش دم نامتناهی می زد←شمارهٔ ۶۸از دفتر عشق حرف می خوان و مگو←شمارهٔ ۶۹ای دل چو شراب معرفت کردی نوش←شمارهٔ ۷۰تا چند چو بلبلان برآری آواز←شمارهٔ ۷۱جان از قبل زبان به بیم خطر است←شمارهٔ ۷۲این گفتن بسیار تو هست از پندار←شمارهٔ ۷۳در معرض صد سلامتی باهش باش←شمارهٔ ۷۴چون بر سر و پای من نگه کرد او دوش←شمارهٔ ۷۵صرّاف سخن باش و سخن کمتر گوی←شمارهٔ ۷۶دم درکش و در خویش سیاحی می کن←شمارهٔ ۷۷یا قلب ترید وصله مجّانا←شمارهٔ ۷۸در دست غم عشق نهادم دل را←شمارهٔ ۷۹از عقل عقیله گشت حاصل ما را←شمارهٔ ۸۰دلدار به دل گفت گرت رغبت ماست←