شعر را زندگی کن
اوحدالدین کرمانی

الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱در هر هوسی دل نگران کوشیدن←شمارهٔ ۸۲ترکی مکن ای ترک خطایی با من←شمارهٔ ۸۳ای عقل همیشه از طرب تنها باش←شمارهٔ ۸۴گر با من خسته دل بیفتد رایش←شمارهٔ ۸۵بادا! چو رسی به زلف مشک افشانش←شمارهٔ ۸۶سیمین زنخت که حسن خواند استادش←شمارهٔ ۸۷چون دید دلم عارض شهر آرایش←شمارهٔ ۸۸یا من به چه دل زنم دَرِ سودایش←شمارهٔ ۸۹آنها که فلک وفا نکرد ایشان را←شمارهٔ ۹۰هر محنت و هر بلا که در جان من است←شمارهٔ ۹۱ای گشته لبت آتش جان را تریاک←شمارهٔ ۹۲انصاف زاختلاف ایّام فرق←شمارهٔ ۹۳من سوخته گر در طمع خام افتم←شمارهٔ ۹۴از روی تو من همیشه گلشن بودم←شمارهٔ ۹۵ای مست غمت عاقل و دیوانه به هم←شمارهٔ ۹۶من مهر تو در میان جان بنهادم←شمارهٔ ۹۷در پختن سودای تو چون من خامم←شمارهٔ ۹۸ای غم تو مراد من به جان در مشکن←شمارهٔ ۹۹چون تو به ادب شوی سوی حق نگران←شمارهٔ ۱۰۰از آن لطیف تر بت دلکش بین←شمارهٔ ۱۰۱ای دوست اگر گوهر کان می‌طلبی←شمارهٔ ۱۰۲از بس که غم دنییِ مردار خوری←شمارهٔ ۱۰۳یک حاجت بی‌دلی روا می‌نکنند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth