شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۹۴

الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از روی تو من همیشه گلشن بودموز دیدن تو دو دیده روشن بودم
۲
گفتم به دعا چشم بد از روی تو دورجانا مگر آن چشم بدت من بودم
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth