→ دیوان رباعیاتاوحدالدین کرمانی
اوحدالدین کرمانی
الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱خواهی که بیابد دل تو ملک ابد←شمارهٔ ۲پیوسته چو باشی تو به بازی مشغول←شمارهٔ ۳از عمر عزیز خود دریغا که بسی←شمارهٔ ۴گیرم که دل از بدی نمی پالایی←شمارهٔ ۵بستردنی است هر چه بنگاشته ام←شمارهٔ ۶هر لحظه دلم در طلب دلداری←شمارهٔ ۷یکچند دویدیم نه بر راه صواب←شمارهٔ ۸در عمر درنگ نیست ممکن، بشتاب←شمارهٔ ۹چون رفت رقیب عمر دریاب ای دل←شمارهٔ ۱۰دردا که به هرزه زندگانی بگذشت←شمارهٔ ۱۱ماهی امید عمرم از شست برفت←شمارهٔ ۱۲جان گر به تن آباد بود هیچ بود←شمارهٔ ۱۳در دیده زسودای تو دودی دارم←شمارهٔ ۱۴قومی شده تازنده به اسرار جهان←شمارهٔ ۱۵عمری که به یاد این و آن میگذرد←شمارهٔ ۱۶بی قدر دلا چو خاک کو خواهی شد←شمارهٔ ۱۷چون جمله خطا کنی صوابت چه بود←شمارهٔ ۱۸شد عمر خراب زار رو برنامد←شمارهٔ ۱۹گر می خواهی که روز و شب گردی شاد←شمارهٔ ۲۰بر اهل هنر کار پریشان بهتر←شمارهٔ ۲۱ای دل تو اگر به گوشه ای بنشینی←شمارهٔ ۲۲خود را تو اگر عشوه دمادم ندهی←شمارهٔ ۲۳یا رب چه خوش است بر جهان خندیدن←شمارهٔ ۲۴از بند خود ار دلم رهایی یابد←شمارهٔ ۲۵آدم که همی زد دم بی درمانی←شمارهٔ ۲۶با دست تهی پرهوسان را چه دهند←شمارهٔ ۲۷از دست اجل جان نبرد زاینده←شمارهٔ ۲۸آنها که جهان به کام دل داشته اند←شمارهٔ ۲۹از آخر عمر اگر کسی یاد کند←شمارهٔ ۳۰از دست اجل هیچ قدح نوش مکن←شمارهٔ ۳۱قیصر که زمین به پای حشمت فرسود←شمارهٔ ۳۲بر سبزه چو چشم ابر نوروز گریست←شمارهٔ ۳۳با یار اگر آرمیده باشی همه عمر←شمارهٔ ۳۴امروز زخیل دل چو بیرون باشی←شمارهٔ ۳۵تا از دم خواجگی و میری نرهی←شمارهٔ ۳۶تا ظن نبری که کاردان خواهی بود←شمارهٔ ۳۷مهمان جهان یکشبه بنمای که بود←شمارهٔ ۳۸محراب چمن را زگل آمد قندیل←شمارهٔ ۳۹اسباب فلک چو مهره بشمرد به خاک←شمارهٔ ۴۰پروانگکی به پیش شمعی بپرید←
۱ از ۲صفحهٔ بعد ←