→ دیوان اشعارجویای تبریزی
جویای تبریزی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱جویا! دیدی که آن نگار بیدرد←شمارهٔ ۴۲با آنکه فتاده ام به راهش چون گرد←شمارهٔ ۴۳فریاد و فغان ز جور نفس بیدرد←شمارهٔ ۴۴هر کس به دروغ خویش را بگمارد←شمارهٔ ۴۵حرصت ای شیخ ذوق بریان دارد←شمارهٔ ۴۶آن کس که به کُدیه روزگارش گذرد←شمارهٔ ۴۷پهلو تهی از صوفی خر باید کرد←شمارهٔ ۴۸دل غیر تأنی به صفایی نرسد←شمارهٔ ۴۹از رنجش او دلم مشوش باشد←شمارهٔ ۵۰دل چند به فکر باغ و مسکن باشد←شمارهٔ ۵۱دل گر ز گداز آینه سان خواهد شد←شمارهٔ ۵۲زآن خنجر مژگان ز بدنها جان شد←شمارهٔ ۵۳هر کس قدر شکستگی را داند←شمارهٔ ۵۴آن ذات که ممکنات از او یافت وجود←شمارهٔ ۵۵صاحب صورت تا بری از معنی بود←شمارهٔ ۵۶هر کس که ملایمت به او یار بود←شمارهٔ ۵۷حیف از صنمی که زشت کردار بود←شمارهٔ ۵۸با چشم تو آن را که سر و کار بود←شمارهٔ ۵۹آن دل که ز جام عشق مسرور بود←شمارهٔ ۶۰جویا هر کس که محرم راز بود←شمارهٔ ۶۱خوب است که زخم یار کاری نبود←شمارهٔ ۶۲در تعزیهٔ حسین آن شاه شهید←شمارهٔ ۶۳در ماتم شاه شهدا گریه کنید←شمارهٔ ۶۴از خلق چه اندیشه به ارباب هنر←شمارهٔ ۶۵بدگوهری ار به نیکیت بسته کمر←شمارهٔ ۶۶افسوس ز تخم آرزو کشتهٔ عمر←شمارهٔ ۶۷شوری اگرت هست ز مردی در سر←شمارهٔ ۶۸آید بوی یدالله از خاک بشر←شمارهٔ ۶۹هر کس ز نخست شد به غفلت خوگر←شمارهٔ ۷۰خواهی دل روشن از چو مهر انور←شمارهٔ ۷۱یکه شوی ار ز خواب غفلت بیدار←شمارهٔ ۷۲با تلخی ساز تا شود شیرینتر←شمارهٔ ۷۳سرسبز شده جهان ز فیض نوروز←شمارهٔ ۷۴ای روی تو آفتاب در چشم تمیز←شمارهٔ ۷۵زان عارض لاله گون و آن خال بنفش←شمارهٔ ۷۶زان پیش که پا فرق کنیم از سر خویش←شمارهٔ ۷۷شماعیک آن به بحر مکاری غرق←شمارهٔ ۷۸هر جا مژهاش خلاند نوک گزلک←شمارهٔ ۷۹پیدایی او اگر چه باشد به کمال←شمارهٔ ۸۰از لاله و گل به رنگ و بوتر میبال←