شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاراهلی شیرازی
اهلی شیرازی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱در وادی عشق کز صفت بیرونست←شمارهٔ ۸۲گردون طبق از بلندی همت بست←شمارهٔ ۸۳آنکس که ز حسن او جلوه گرست←شمارهٔ ۸۴آن بت که خراب او سامریست←شمارهٔ ۸۵آنی که دم مسیح یارت شده است←شمارهٔ ۸۶بیمارم و هر کس که ببالین منست←شمارهٔ ۸۷خورشید مرا بنیکبختان نگه است←شمارهٔ ۸۸ای سرو که هرگز نبود درد و غمت←شمارهٔ ۸۹بد مهری چرخ بی وفا معلومست←شمارهٔ ۹۰گر روی بخاک مالیم عین وفاست←شمارهٔ ۹۱ساقی که طبیب درد مشتاقی ماست←شمارهٔ ۹۲ناید نفسم از دل غمساز درست←شمارهٔ ۹۳دنیا به اساس و نعمت و برگ خوش است←شمارهٔ ۹۴اهلی هنر و معرفت آموختنی است←شمارهٔ ۹۵هر سوخته پخته کی بود در ره دوست←شمارهٔ ۹۶در مذهب عشق مست و مستوره یکیست←شمارهٔ ۹۷جان یک نفس است و عمر مرغ قفس است←شمارهٔ ۹۸در آینه خاطرت از هر که شکی است←شمارهٔ ۹۹زاهد، به رخ آن مه چو نگاه افکندت←شمارهٔ ۱۰۰بهتر ز کمال عشق جانپرور چیست←شمارهٔ ۱۰۱اهلی که هزار بلبل از وی خجل است←شمارهٔ ۱۰۲عاشق که غمی در دل آگاه ویست←شمارهٔ ۱۰۳جز محنت و غصه حاصل دنیا چیست←شمارهٔ ۱۰۴عالم که چو چشم باز کردی هیچست←شمارهٔ ۱۰۵شهدی همه نیش است و در او نوش کم است←شمارهٔ ۱۰۶این عالم بی وفا ندانیم که چیست←شمارهٔ ۱۰۷امروز که دوران فلکت با تو نکوست←شمارهٔ ۱۰۸تا کی زغمت دو دیده تر خواهد گشت←شمارهٔ ۱۰۹ای میوه سر درختی باغ بهشت←شمارهٔ ۱۱۰هر چند که عاشقی دل افکارتر است←شمارهٔ ۱۱۱عمرم که بگفتگو درین خانه گذشت←شمارهٔ ۱۱۲زینگونه که عمر من درویش گذشت←شمارهٔ ۱۱۳در مذهب عاشقان که رمزی دگرست←شمارهٔ ۱۱۴باز آ که نماند بی توام تاب حیات←شمارهٔ ۱۱۵ما صاف دلیم و کار دشمن دغلیست←شمارهٔ ۱۱۶یارب تو شکسته مرا ساز درست←شمارهٔ ۱۱۷از جام کرم قسمت هر کس دوریست←شمارهٔ ۱۱۸مجنون چه اگر تشنه بحسن لیلی است←شمارهٔ ۱۱۹گر آدم و گر فرشته گر دیو و پری است←شمارهٔ ۱۲۰عارف بجز از عارف آگاه کجاست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth