شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاراهلی شیرازی
اهلی شیرازی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۱جان دو جهان ز شخص من در سخنست←شمارهٔ ۱۲۲یک گربه ده و بصد « همی » منصرف است←شمارهٔ ۱۲۳پامال شود بفتنه هر مال که هست←شمارهٔ ۱۲۴کشتیست دو کون و ما تماشا گر کشت←شمارهٔ ۱۲۵مقصود خدا ز خلق اسرار دل است←شمارهٔ ۱۲۶بی صبر نصیب کس در این مایده نیست←شمارهٔ ۱۲۷در غیبت بیگنه یکی پرده در است←شمارهٔ ۱۲۸بخشش نبود جز صفت حضرت دوست←شمارهٔ ۱۲۹آن نیست هنر که خانه پر گنج و زرست←شمارهٔ ۱۳۰آنکس نعمش زیاده باشد همه وقت←شمارهٔ ۱۳۱ممسک بجهان به بیش و کم محرومست←شمارهٔ ۱۳۲با خلق اگر غرض نباشد سخنت←شمارهٔ ۱۳۳آنرا که هنر نباشد و پایه بخت←شمارهٔ ۱۳۴ای دانش خود گشته هنر در نظرت←شمارهٔ ۱۳۵در باغ می از نیک و بد مردم مست←شمارهٔ ۱۳۶غیر از ره عیش گرچه دلخواهی نیست←شمارهٔ ۱۳۷ای خفته که راه بیخودی پیشه تست←شمارهٔ ۱۳۸هر تازه خطی که بهر زو با تو یکیست←شمارهٔ ۱۳۹شهوت ضررش مگو که حالی پیداست←شمارهٔ ۱۴۰وصلت نه بنسبت و به بختی که بداست←شمارهٔ ۱۴۱آخر ز جهان غرقه بخون باید رفت←شمارهٔ ۱۴۲با ظلمت مرگ برق جان را چه ثبات←شمارهٔ ۱۴۳ای مست فرح که ساغرت هست بدست←شمارهٔ ۱۴۴برخاست میان بسته دلم چابک و چست←شمارهٔ ۱۴۵چو پیر شدی لذت دوران هیچست←شمارهٔ ۱۴۶خوش آنکه بخلقش سربازاری نیست←شمارهٔ ۱۴۷من گنجم اگر خرابیم آیین است←شمارهٔ ۱۴۸ای با تو عدم وجود هر چیز که هست←شمارهٔ ۱۴۹آسوده در لطف حق از هر سوریست←شمارهٔ ۱۵۰خوشباش که بنده گر نکویانه نکوست←شمارهٔ ۱۵۱احمد سبب وجود آدم شده است←شمارهٔ ۱۵۲تخمیر نبوت و ولایت ازلی است←شمارهٔ ۱۵۳مفتاح در گنج جهان نادعلی است←شمارهٔ ۱۵۴کس سر خدا بی نبی الله نیافت←شمارهٔ ۱۵۵آن بنده حق لطف ازل شامل اوست←شمارهٔ ۱۵۶خوش وقت شهیدی که بخون خفت و برفت←شمارهٔ ۱۵۷از آل علی هر چه ترا دل باشد←شمارهٔ ۱۵۸« والتین » به حسن قسم ز معبود غنی است←شمارهٔ ۱۵۹صید حرم دل همگی نور و صفاست←شمارهٔ ۱۶۰هر چند که کار شیخ بر نیکو عملیست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth