شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاراهلی شیرازی
اهلی شیرازی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۸۱طایر صفتان بخلق زوری نگنند←شمارهٔ ۲۸۲اهلی بسخن کشت تو خرمن نشود←شمارهٔ ۲۸۳روز غم اگر بکوتهی میگردد←شمارهٔ ۲۸۴خر نیست کسی که از جهان ناز خرد←شمارهٔ ۲۸۵اکسیر نظر ورای تعلیم بود←شمارهٔ ۲۸۶آسوده بود هر که کم آزار بود←شمارهٔ ۲۸۷با خلق خدا نمیتوان غوغا کرد←شمارهٔ ۲۸۸آنان که اساس کار بر خلق نهند←شمارهٔ ۲۸۹هر سخت سخن که تلخگویی دارد←شمارهٔ ۲۹۰هر ذره که صبر یار خود خواهد کرد←شمارهٔ ۲۹۱مستی که ندامت از شرابش باشد←شمارهٔ ۲۹۲تا ظلمت محنت بنهایت نرسد←شمارهٔ ۲۹۳هر صحبت مستیی خماری دارد←شمارهٔ ۲۹۴آنان که بخلق از ره معنی نگرند←شمارهٔ ۲۹۵عاقل ز حسود خود حذر خواهد کرد←شمارهٔ ۲۹۶این مدعیان کی بشکایت ارزند←شمارهٔ ۲۹۷خاکی که چو گرد گرد درها گردد←شمارهٔ ۲۹۸نو کیسه که همچو غنچه زرناک شود←شمارهٔ ۲۹۹گر پیش سخی شب زر گردون باشد←شمارهٔ ۳۰۰درویش سخی را همه کس یار بود←شمارهٔ ۳۰۱آن خواجه گرش گاه بخرمن نقتد←شمارهٔ ۳۰۲از بخل درین سرا کسی میر نشد←شمارهٔ ۳۰۳تعظیم خسان به جا و مسکن باشد←شمارهٔ ۳۰۴سهل است که مرد گوشه یی بگزیند←شمارهٔ ۳۰۵هر بیخردی که نخوتش کار بود←شمارهٔ ۳۰۶آدم ز ادب فرشته اطوار بود←شمارهٔ ۳۰۷آنانکه به بند زینت و زیب تنند←شمارهٔ ۳۰۸مردم همه جوهری و صاحب نظرند←شمارهٔ ۳۰۹می را که خمار در کمین است چه سود←شمارهٔ ۳۱۰گر عمر بکار می کنی حیف بود←شمارهٔ ۳۱۱می باده‌فروش داد و زر می‌طلبد←شمارهٔ ۳۱۲ای پیر شکسته توبه سست نهاد←شمارهٔ ۳۱۳گر رخش هوای دل اسیرت نبود←شمارهٔ ۳۱۴در روی جوانان نظری می‌باید←شمارهٔ ۳۱۵شهوت نهلی که چون شرابت ببرد←شمارهٔ ۳۱۶کس در پی آزار دل افکار مباد←شمارهٔ ۳۱۷آدم که بعشق محرم یار بود←شمارهٔ ۳۱۸عاشق که همیشه وصل یارش باشد←شمارهٔ ۳۱۹خوش گفت پدر مرا کسی مرد بود←شمارهٔ ۳۲۰آنانکه بخوبی زنان مینازند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth