شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاراهلی شیرازی
اهلی شیرازی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۳۲۱دست تو بشاهدان عالم نرسد←شمارهٔ ۳۲۲آدم که نتش سرای ویران باشد←شمارهٔ ۳۲۳دردا که رسید پیری و داد نوید←شمارهٔ ۳۲۴این غره عمر عاقبت سلخ شود←شمارهٔ ۳۲۵آن خواجه که خانه را بکهگل اندود←شمارهٔ ۳۲۶هر چند که خصم کینه ور میباشد←شمارهٔ ۳۲۷گردون که همیشه خاطر آزار بود←شمارهٔ ۳۲۸گلزار جهان که غیر خارش نبود←شمارهٔ ۳۲۹پیری که ز خستگی تنش تاب خورد←شمارهٔ ۳۳۰گردون تن ما چه خانه جان میکرد←شمارهٔ ۳۳۱هر چیز که نوبهار و نوبر باشد←شمارهٔ ۳۳۲بیگانه وشی که دیر دیرش بینند←شمارهٔ ۳۳۳تا کار بخلقت نفتد یار تو اند←شمارهٔ ۳۳۴فریاد که عمر رفت و حرمان بفزود←شمارهٔ ۳۳۵نقش سخنم بنقش نقاش بود←شمارهٔ ۳۳۶من نقد درستم نه مس روی اندود←شمارهٔ ۳۳۷تا رهزن خواب در سرایت نبرد←شمارهٔ ۳۳۸عمر تو اگر بخواب غفلت گذرد←شمارهٔ ۳۳۹هر چیز که در علم تو معلوم بود←شمارهٔ ۳۴۰پروانه تر از شمع روشن طلبد←شمارهٔ ۳۴۱مست تو کسی بود که چون آه کند←شمارهٔ ۳۴۲هر چیز که در جهان نمودی دارد←شمارهٔ ۳۴۳در راه حق انبیا چو انجم گشتند←شمارهٔ ۳۴۴از بس که دلم پیام او می‌شنود←شمارهٔ ۳۴۵از آل علی هر چه ترا دل باشد←شمارهٔ ۳۴۶بر مهر علی خوش نفسان میجوشند←شمارهٔ ۳۴۷ما را ز حسین تشنه چون یاد آید←شمارهٔ ۳۴۸با علم خدا عین یقین میباید←شمارهٔ ۳۴۹هر چند به حکمت شده یی فرد و وحید←شمارهٔ ۳۵۰گر خرقه عارفان بصد چاک بود←شمارهٔ ۳۵۱هر جانوری که در جهان باشد و بود←شمارهٔ ۳۵۲گر مال خدا دهی تباهی ببرد←شمارهٔ ۳۵۳افراط طعام هر که غمناک کند←شمارهٔ ۳۵۴صایم بود آنکه خاطری شاد کند←شمارهٔ ۳۵۵حج یافت کس کزو کس آزار ندید←شمارهٔ ۳۵۶زنهار مگو فرشته امکان نبود←شمارهٔ ۳۵۷انوار فرشته از فلک میتابد←شمارهٔ ۳۵۸گر تن ز فروغ روح وامانده شود←شمارهٔ ۳۵۹گر کوزه تن سفال در یوزه شود←شمارهٔ ۳۶۰آنانکه ز شاخ بخت برخوردارند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth