شعر را زندگی کن
→ اوحدی مراغه‌ایاوحدی مراغه‌ای
اوحدی مراغه‌ای

جام جم

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۱ - سر آغازقل هوالله لامره قد قال←بخش ۲ - مناجاتای خرد را تو کار سازنده←بخش ۳ - در آداب التماساوحدی، گر سر لجاجت نیست←بخش ۴ - در نعت رسولعاشقی، خیز و حلقه بر در زن←بخش ۵ - ضراعت در صورت قسمای به مهر تو آسمان در بند←بخش ۶ - در ستایش خردای نخستینه فیض عالم جود←بخش ۷ - در تسبیح فلکویحک! ای قبهٔ زمرد رنگ←بخش ۸ - در ستایش سلطان ابو سعیددر جهان تا که سایهٔ شاهست←بخش ۹ - تمامی این ستایش بر سبیل اشتراکخسروی طاهر و وزیری پاک←بخش ۱۰ - در ستایش خواجه غیاث‌الدینصاحب ابر دست دریا کف←بخش ۱۱ - در صفت سرای معمورای همایون سرای فرخنده←بخش ۱۲ - در صفت مسجدای گرامی بهشت مسجد نام←بخش ۱۳ - در صفت خانقاه و مدرسهای در علم و خانهٔ دستور←بخش ۱۴ - در حسب حال خود گویدچون مزاج جهان بدانستم←بخش ۱۵ - در تخلص به اسم خواجه غیاث‌الدینای دل، از حکم زیجهای کهن←بخش ۱۶ - در طاماتساقی ار صاف نیست، زان دردی←بخش ۱۷ - در غزلمطرب، آخر تو نیز شادم کن←بخش ۱۸ - سؤال از حقیقت کایناتای پژوهندهٔ حقایق کن←بخش ۱۹ - در صفت علمعلم بالست مرغ جانت را←بخش ۲۰ - در مضمون این کتابنامهٔ اولیاست این نامه←بخش ۲۱ - در قسمت کتابدوش کردم به خرمی عزمی←بخش ۲۲ - دور اول در مبدا آفرینشروز شد، ای حکیم، از آن منزل←بخش ۲۳ - در ترتیب ظهور موالید ثلاثه اول در صفت معدنجرم خورشید گرد پیکر خاک←بخش ۲۴ - در تکوین نباتات و اشجاروین چهار آخشیج را به درست←بخش ۲۵ - در ظهور حیوانباز چون در مزاج این ارکان←بخش ۲۶ - در وجود نوع انسانامتزاج این دو روح را با هم←بخش ۲۷ - در جلوات حال شخص بعد از ولادتباشدش کار از اول پایه←بخش ۲۸ - صفت تاثیر اجرام سماوی در عالم کون و فسادچیست گیتی؟ سرای محنت و غم←بخش ۲۹ - در آثار علویمیکشد چرخ ازین زمین و بحار←بخش ۳۰ - در خواص نفس قدسی و دلایل حرکات و علامات اجزای بدننفس نطقیست، بی‌زبان گویاست←بخش ۳۱ - در شرف بنیت انسان به صورت و معنی بر دیگر مخلوقاتچون شوی آنچنان که میبایی←بخش ۳۲ - ذبابهٔ این فصل در سری چند مرموزگر بپرسد کسی که: هر دو جهان←بخش ۳۳ - دوم در کیفیت معاش جمهور و درآن چند بند سخنست اول در معاش اهل دنیانوبهارست و روز عیش امروز←بخش ۳۴ - در نصیحت ملوک به عدلایکه بر تخت مملکت شاهی←بخش ۳۵ - حکایترفت کسری ز خط شهر به دشت←بخش ۳۶ - در باب ظلمه و ظلمظلمت ظلم تیره دارد راه←بخش ۳۷ - در ملازمت پادشاه و شرایط بندگیای پسر، چون ملازم شاهی←بخش ۳۸ - در منع تبختر و طیشنرم باش، ای پسر، به رفتن، نرم←بخش ۳۹ - در منع شراب و بنک و مستیباده کم خور، خرد به باد مده←بخش ۴۰ - در آداب می خوردنخوردن باده گر شود ناچار←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth