شعر را زندگی کن
→ عسجدیعسجدی
عسجدی

اشعار باقیمانده

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱ - از مدایحبامید قبولت بکر فکرم←شمارهٔ ۲ - از تغزلاتعسکری شکر بود تو گو بیا می‌شکرم←شمارهٔ ۳ - از قطعاتکوس تو اندر خوردنی، هر روزگار اندر منه←شمارهٔ ۴ - آفتابرحمتی کن پرده از رخ برمیفکن زینهار←شمارهٔ ۵ - خد و لب و دندان معشوقبخد و آن لب و دندانش بنگر←شمارهٔ ۶ - در سخای ممدوح گویدبا سرشگ سخای او کس را←شمارهٔ ۷ - تعریف شمعبر من آمد و آورد و بر فروخته شمع←شمارهٔ ۸ - در صفت جود ممدوحبه بخشش کف او ساعتی وفا نکند←شمارهٔ ۹ - ولهپیش او کی شوند باز سپید←شمارهٔ ۱۰ - تغزلبرخیز و برافروز هلا قبله زردشت←شمارهٔ ۱۱ - قطعهآمد آن رگ‌زن مسیح‌پرست←شمارهٔ ۱۲ - رباعیتا مشک سیاه من سمن پوشیدست←شمارهٔ ۱۳ - رباعیای گشته خجل آبحیات از دهنت←شمارهٔ ۱۴ - غمزه یارز بس خونها که می ریزی به غمزه←شمارهٔ ۱۵ - ولهجغد که با باز و با کلنگان پرد←شمارهٔ ۱۶ - از قصیده ایشادی و بقا بادت و زین بیش نگویم←شمارهٔ ۱۷ - از تغزلاتهمچون رطب اندام و چو روغنش سرین←شمارهٔ ۱۸ - ولهحلقوم جوالقی چو ساق موزه است←شمارهٔ ۱۹ - از قطعاتجوان شد حکیم ما، جوانمرد و دل فراخ←شمارهٔ ۲۰ - ولهگفتم میان گشائی، گفتا که هیچ نایم←شمارهٔ ۲۱ - قصیده فتح سومنات و مدح یمین الدوله محمود غزنویجان مرا غمت هدف حادثات کرد←شمارهٔ ۲۲ - قطعه در پند و اندرزچرا نه مردم عاقل چنان بود که بعمر←شمارهٔ ۲۳ - تغزلچه سود کند، که آتش عشقش←شمارهٔ ۲۴ - از قصیده ایزهی بزرگ عطائی که در مضیق نیاز←شمارهٔ ۲۵ - آیینه روی دوستبر گل رقمی ز مشک ناگاه زدند←شمارهٔ ۲۶ - در دور تودر دور تو عقل کل کنشتی گردد←شمارهٔ ۲۷ - وعده دوستدل دوش هزار چاره سازی میکرد←شمارهٔ ۲۸ - کاروان عمرصبح است و صبا مشک‌فشان می‌گذرد←شمارهٔ ۲۹ - رباعیدر تو دل خسته نظری تیز نکرد←شمارهٔ ۳۰ - رباعیهرگاه که آن پهن سرون می گذرد←شمارهٔ ۳۱ - در باره معشوق گفتهنه هم قیمت لعل باشد بلور←شمارهٔ ۳۲ - در توصیف ممدوحدانی که چون رسد بجهان نور آفتاب←شمارهٔ ۳۳ - از قطعه ایالا تا زمی از کوه پدید است و ره از سد←شمارهٔ ۳۴ - ولههر که بر درگه ملوک بود←شمارهٔ ۳۵ - قصیده در شکایت از روزگار و یاد احبابفغان ز دست ستمهای گنبد دوار←شمارهٔ ۳۶ - در توصیف بهار و مدح سید ابونصربنوبهار جوان شد جهان پیر ز سر←شمارهٔ ۳۷ - در حصانت قلعه و بارهکهی بلند و بر او قلعه ای نهاده بلند←شمارهٔ ۳۸ - وصف کوهکهی چون طور سینا بود ازو آویخته ثعبان←شمارهٔ ۳۹ - از چکامه ایاخگر هم آتشست ولیکن نه چون چراغ←شمارهٔ ۴۰ - در وصف قلعهقوی قلعه او که خاکش به پاکی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth