شعر را زندگی کن
خلوتی با عسجدی

شمارهٔ ۲ - از تغزلات

اشعار باقیمانده

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عسکری شکر بود تو گو بیا می‌شکرمای نموده ترش روی ار جا بد این شوخی ترا
۲
از که آمختی نهادن شعرهائی شوخ چمگر برستی شاعران هرگز نبودی آشنا
۳
کشه بر بندی گرفتی در گدائی سرسریاز تبار خود که دیدی کشه‌ای بر بنددا
۴
هر زمان از نفغ تو ای زاده سگ بترکمتا شنیدم من که از من می‌نهی شعر و نوا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth