شعر را زندگی کن
→ سرایندهٔ فرامرزنامهسرایندهٔ فرامرزنامه
سرایندهٔ فرامرزنامه

فرامرزنامه

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۸۱ - سؤال کردن برهمندگر باره گفت ای جهان سخن←بخش ۸۲ - جواب دادن فرامرزفرامرز گفت این درخت آدمیست←بخش ۸۳ - سؤال کردن فرامرز از پیر برهمن در آخر کار و هویدا کردن دینیکی عقد گوهر بخواهم گشود←بخش ۸۴ - پاسخ دادن برهمن و پذیرفتن برهمن کید هندی با جمله هندوستانیان،دین یزدان را از گفته فرامرز پور رستمبه یاد آمد و پیر دیرینه گفت←بخش ۸۵ - نامه نوشتن فرامرز به طورگفرامرز چون کرد آنجا درنگ←بخش ۸۶ - لشکر کشیدن طورگ به جنگ فرامرزتو را میهمانی کنم گرز و تیغ←بخش ۸۷ - شبیخون زدن طورگ بر فرامرز و شکست خوردن طورگبرون شد از آن لشکر بی شمار←بخش ۸۸ - نامه نوشتن طورگ به افراسیابطورگ آن زمان نامه از درد و تاب←بخش ۸۹ - نامه افراسیاب به سوی طورگ و فرستادن شیر مردیکی نامه فرمود سوی طورگ←بخش ۹۰ - گرفتن فرامرز،حصار را و کشتن طورگ ونامه نوشتن به شاه کیخسرو و پاسخ یافتنز دژ در گشادند و شیر دمان←بخش ۹۱ - رفتن فرامرز به هندوستان و نشاندن دستور در مرز خرگاه و نامه نوشتن به رای هندسرماه فرمود تا کرنای←بخش ۹۲ - پاسخ دادن رای هند،فرستاده فرامرز راشه هندوان پاسخش دادباز←بخش ۹۳ - رزم فرامرز با تجانوی هندیوز آن سو دمنده کیانوش گرد←بخش ۹۴ - کشتن تجانو پیل هندی را و خشمگین شدن فرامرزتجانوی جنگی زجا در بجست←بخش ۹۵ - گرفتن فرامرز،تجانو را به خم کمنداز آن پس بر دیو شد نامدار←بخش ۹۶ - لشکرکشیدن رای هندی به جنگ فرامرز و رفتن فرامرز به رسم فرستاده،نزدیک رایچواین گفته بشنید برجست رای←بخش ۹۷ - سخن گفتن فرامرز با رای هندی و پاسخ یافتنچنین گفت با خسرو هندوان←بخش ۹۸ - پاسخ دادن رای هندی، فرامرز راچو این گفته بشنید ازو شاه رای←بخش ۹۹ - رزم فرامرز با ده پهلوان و کشتن ایشان راسپهبد برآمد به کردار شیر←بخش ۱۰۰ - طلب کردن فرامرز،همایون راسپهبد دو پر مایه مرد دلیر←بخش ۱۰۱ - بازگشتن فرامرز و کمین گشادن لشکر بروهمان نامور شیر مردان هزار←بخش ۱۰۲ - آگاهی یافتن رای از لشکر و آمدن از پی فرامرزچو تاریکی شب پدیدار شد←بخش ۱۰۳ - خواب دیدن زال و سخن گفتن با رستمدر آن شب به تقدیر پروردگار←بخش ۱۰۴ - رزم کردن رای هندی با فرامرززمشرق چو خورشید بفراخت سر←بخش ۱۰۵ - گرفتن فرامرز،رای هندی را به کمندفرامرز شیرافکن پهلوان←بخش ۱۰۶ - بازگشتن فرامرز از هند به ایران زمینسپهبد چو از کوه لشکر کشید←بخش ۱۰۷ - بخشیدن کیخسرو،رای هندی را به فرامرزسپیده چو از باختر زد درفش←بخش ۱۰۸ - نامه فرامرز با مهارک هندیبفرمود شیر ژیان تا دبیر←بخش ۱۰۹ - گذشتن فرامرز از آب و رزم کردن با مهارکچو خورشید بر چرخ گشت آشکار←بخش ۱۱۰ - رزم فرامرز با مهارک هندیچو خورشید با تیغ و زرین سپر←بخش ۱۱۱ - گریختن مهارک از فرامرزمهارک چو تیره شب اندر رسید←بخش ۱۱۲ - رزم شیروی با مهارکسپه را برانگیخت شیروی گرد←بخش ۱۱۳ - رسیدن فرامرز به یاری شیرویدر آن روز شیرو چو شیر ژیان←بخش ۱۱۴ - کشتن فرامرز، مهارک هندی رامهارک چو دید آن سپاه نبرد←بخش ۱۱۵ - نامه نوشتن فرامرز به شاه کیخسروبه نامه درون سر به سر یاد کرد←بخش ۱۱۶ - نامه شاه کیخسرو به فرامرزیکی پاسخ نامه فرمود شاه←بخش ۱۱۷ - رفتن فرامرز به جزیره های هندچنین گفت گوینده کاردان←بخش ۱۱۸ - رفتن فرامرز به جزیره فراسنگ و جنگ کردن با شاه جزیرهاز آن پس جزیری به پیش آمدش←بخش ۱۱۹ - رفتن فرامرز به جزیره کهیلا و پذیره شدن شاه کهیلا،فرامرز رابه آب اندر افکند کشتی برفت←بخش ۱۲۰ - داستان سیه دیو با دختر شاه کهیلاچنان بود آیین آن شهریار←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth