→ دیوان اشعارسعیدا
سعیدا
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۱یاری دارم که روش دیدن نتوان←شمارهٔ ۱۲۲عرفان به خدا هیچ ندارند جهان←شمارهٔ ۱۲۳رفتی به سفر از پی تسخیر جهان←شمارهٔ ۱۲۴وهمی به خیال کرده جا نام جهان←شمارهٔ ۱۲۵بحری پنهان چو کرد جوش و طغیان←شمارهٔ ۱۲۶تا کی به لباس عاریت بند شدن←شمارهٔ ۱۲۷زینهار که کارها به خود آسان کن←شمارهٔ ۱۲۸بی یار شدم یک نفسم یاری کن←شمارهٔ ۱۲۹گاهی نزدیک و گاه دورم از تو←شمارهٔ ۱۳۰ای شیخ کرامت منما رهبر شو←شمارهٔ ۱۳۱چون موم بر آتشی رسی آب مشو←شمارهٔ ۱۳۲ای نفس و هوا برده دلت را، جان کو؟←شمارهٔ ۱۳۳با نفس دغل تو بدگمان باشی به←شمارهٔ ۱۳۴دل رفت ز خود هنوز جان نارفته←شمارهٔ ۱۳۵این عالم ما که بی نظیر افتاده←شمارهٔ ۱۳۶ای باده فروش بادهٔ صاف بده←شمارهٔ ۱۳۷ساقی آورد ساغری بگزیده←شمارهٔ ۱۳۸در راه وفا ندیده ام قافله ای←شمارهٔ ۱۳۹ای دل نفسی صاحب عرفان نشدی←شمارهٔ ۱۴۰یاری دارم که رشک حور است و پری←شمارهٔ ۱۴۱ای عهدشکن قیمت ما را چه شناسی←شمارهٔ ۱۴۲آن بدگهری که بد بود با نیکی←شمارهٔ ۱۴۳او معنی معنی است که را آن معنی←شمارهٔ ۱۴۴تا کش و فش و عمامه را ته نکنی←شمارهٔ ۱۴۵با آیینه دمی شدم روی به روی←شمارهٔ ۱۴۶دارم دم سرد، چشم خون پالایی←
→ صفحهٔ قبل۴ از ۴