شعر را زندگی کن
سعیدا

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱از ذکر زبان، انس به جانان نشود←شمارهٔ ۸۲از مطلب من درد طلب من زاید←شمارهٔ ۸۳اشعار سعیدا به نظامی نرسید←شمارهٔ ۸۴ای هرزه درا ناله و افغان بگذار←شمارهٔ ۸۵خواهی که رسی به دوست جولان بگذار←شمارهٔ ۸۶ای آن که تویی ز عقل ها بالاتر←شمارهٔ ۸۷خواهی که رسی به دوست، از جان بگذر←شمارهٔ ۸۸بسیار به بر و بحر کردیم سفر←شمارهٔ ۸۹تا زهر غمت بود نخوردیم شکر←شمارهٔ ۹۰بی تو نفسی خوش نکشیدم هرگز←شمارهٔ ۹۱گویند که حق یار نمازی است و بس←شمارهٔ ۹۲گویند خدا ز روزه راضی است و بس←شمارهٔ ۹۳از خوان غمش حواله ای دارم بس←شمارهٔ ۹۴لعنت بر نفس ما و بر کردارش←شمارهٔ ۹۵آنان که به دعوا شده سادات مثال←شمارهٔ ۹۶گویند کسانی که جهان است خیال←شمارهٔ ۹۷تا صبح نشستم من و جان بر در دل←شمارهٔ ۹۸چون کرد ظهور، نور تابندهٔ دل←شمارهٔ ۹۹دیروز درآمدم به کاشانهٔ دل←شمارهٔ ۱۰۰تا کرد قبای ناز را بر تن گل←شمارهٔ ۱۰۱تا بنده شدم، چو مهر تابنده شدم←شمارهٔ ۱۰۲تنها نه به هجر آشنا گردیدم←شمارهٔ ۱۰۳گر دل گویم تو را ز جان می ترسم←شمارهٔ ۱۰۴یک سو شادی است در جهان یک سو غم←شمارهٔ ۱۰۵من خانهٔ آن ماه جبین می دانم←شمارهٔ ۱۰۶من گرچه ز عشق، گفتگو نتوانم←شمارهٔ ۱۰۷گر بادهٔ تو رسد به من مل چه کنم←شمارهٔ ۱۰۸هر ذره مدان ز خود کمش می بینم←شمارهٔ ۱۰۹شوخی که بری ز عالمش می بینم←شمارهٔ ۱۱۰چشمی که از او دو عالمش می بینم←شمارهٔ ۱۱۱دنیا که وفایش و بقایش معلوم←شمارهٔ ۱۱۲ما دلق ریای خویشتن سوخته ایم←شمارهٔ ۱۱۳تا مشعل دید عیب خامش کردیم←شمارهٔ ۱۱۴جز ناله کسی همنفس خویش ندیدیم←شمارهٔ ۱۱۵ما منتهییم و مبتدا هم ماییم←شمارهٔ ۱۱۶بیرون و درون برو بیا هم ماییم←شمارهٔ ۱۱۷آدم یک آدم است و یک صورت و جان←شمارهٔ ۱۱۸ای بسته میان تو کمر بر دل و جان←شمارهٔ ۱۱۹عالم جسم و محمدش آمده جان←شمارهٔ ۱۲۰ای از تو جهانیان به دادند و فغان←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth