شعر را زندگی کن
عراقی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

رباعی شمارهٔ ۱با آنکه خوش آید از تو، ای یار، جفا←رباعی شمارهٔ ۲عیشی نبود چو عیش لولی و گدا←رباعی شمارهٔ ۳ای دوست، به دوستی قرینیم تو را←رباعی شمارهٔ ۴ای دوست، فتاد با تو حالی دل را←رباعی شمارهٔ ۵سودای تو کرد لاابالی دل را←رباعی شمارهٔ ۶تا با توام، از تو جان دهم آدم را←رباعی شمارهٔ ۷تا ظن نبری که مشکلی نیست مرا←رباعی شمارهٔ ۸دل بر تو نهم، زنم بداندیشان را←رباعی شمارهٔ ۹از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟←رباعی شمارهٔ ۱۰ای روی تو آرزوی دیرینهٔ ما←رباعی شمارهٔ ۱۱گل صبح دم از باد برآشفت و بریخت←رباعی شمارهٔ ۱۲عشق تو ز دست ساقیان باده بریخت←رباعی شمارهٔ ۱۳ای جملهٔ خلق را ز بالا و ز پست←رباعی شمارهٔ ۱۴پیری ز خرابات برون آمد مست←رباعی شمارهٔ ۱۵گفتم: دل من، گفت که: خون کردهٔ ماست←رباعی شمارهٔ ۱۶ماییم که بی‌مایی ما مایهٔ ماست←رباعی شمارهٔ ۱۷آن دوستی قدیم ما چون گشته است؟←رباعی شمارهٔ ۱۸در دام غمت دلم زبون افتاده است←رباعی شمارهٔ ۱۹هرگز بت من روی به کس ننموده است←رباعی شمارهٔ ۲۰معشوقه و عشق عاشقان یک نفس است←رباعی شمارهٔ ۲۱دل رفت بر کسی که بی‌ماش خوش است←رباعی شمارهٔ ۲۲عشق تو، که سرمایهٔ این درویش است←رباعی شمارهٔ ۲۳شوقی، که چو گل دل شکفاند، عشق است←رباعی شمارهٔ ۲۴بیمار توام، روی توام درمان است←رباعی شمارهٔ ۲۵این دورهٔ سالوس، که نتوان دانست←رباعی شمارهٔ ۲۶پرسیدم از آن کسی که برهان دانست:←رباعی شمارهٔ ۲۷کردیم هر آن حیله که عقل آن دانست←رباعی شمارهٔ ۲۸چشمم ز غم عشق تو خون باران است←رباعی شمارهٔ ۲۹اول قدم از عشق سر انداختن است←رباعی شمارهٔ ۳۰از گلشن جان بی‌خبری، خار این است←رباعی شمارهٔ ۳۱با حکم خدایی، که قضایش این است←رباعی شمارهٔ ۳۲هر چند که دل را غم عشق آیین است←رباعی شمارهٔ ۳۳ایزد، که جهان در کنف قدرت اوست←رباعی شمارهٔ ۳۴در دور شراب و جام و ساقی همه اوست←رباعی شمارهٔ ۳۵هر چند کباب دل و چشم تر هست←رباعی شمارهٔ ۳۶گردنده فلک دلیر و دیر است که هست←رباعی شمارهٔ ۳۷بی آنکه دو دیده بر جمالت نگریست←رباعی شمارهٔ ۳۸اندر ره عشق دی و کی پیدا نیست←رباعی شمارهٔ ۳۹ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست←رباعی شمارهٔ ۴۰دل سوختگان را خبر از عشق تو نیست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth