شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفرخی یزدی
فرخی یزدی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱باغی که در آن آب و هوا روشن نیست←شمارهٔ ۸۲آن سلسله را که جز خطا باطن نیست←شمارهٔ ۸۳هر چند که انقلاب را قاعده نیست←شمارهٔ ۸۴در کشور ما که دزد را واهمه نیست←شمارهٔ ۸۵در مملکتی که نام آزادی نیست←شمارهٔ ۸۶ - مجلس پنجمتا رسم غنی غیر دل‌آزاری نیست←شمارهٔ ۸۷ای خصم تو را مجال کین توزی نیست←شمارهٔ ۸۸چون نامه ما برای کلاشی نیست←شمارهٔ ۸۹ - عدلیهدر کشور ما که جنگ اصنافی نیست←شمارهٔ ۹۰در مملکتی که جنگ اصنافی نیست←شمارهٔ ۹۱دردی بتر از علت نادانی نیست←شمارهٔ ۹۲هر کس که بعهد دوستی پایه نداشت←شمارهٔ ۹۳عمری که مرا به گردش و سیر گذشت←شمارهٔ ۹۴دیشب که به صد فتنه و آشوب گذشت←شمارهٔ ۹۵عهدی که در این خانه نوا بود، گذشت←شمارهٔ ۹۶عمری که مرا به گردش و سیر گذشت←شمارهٔ ۹۷عمری به ره جنون نشستیم و گذشت←شمارهٔ ۹۸ای دیده تو را بر آب دیدیم و گذشت←شمارهٔ ۹۹خوش آنکه چو من حیات جاوید گرفت←شمارهٔ ۱۰۰اول ره کار را نشان باید داد←شمارهٔ ۱۰۱ای دوست برای دوست جان باید داد←شمارهٔ ۱۰۲دردا که جهان به ما دل شاد نداد←شمارهٔ ۱۰۳استاد ازل که درس بیداد نداد←شمارهٔ ۱۰۴گر مشکل فقر و ثروت آسان گردد←شمارهٔ ۱۰۵دشمن پی دشمنی کمر می‌بندد←شمارهٔ ۱۰۶هر گل که ز یکرنگی خود بو دارد←شمارهٔ ۱۰۷دل زمزمه های انقلابی دارد←شمارهٔ ۱۰۸آن کس که مقام مستشاری دارد←شمارهٔ ۱۰۹این چرخ برین که سرفرازی دارد←شمارهٔ ۱۱۰چشم تو خدنگ سینه دوزی دارد←شمارهٔ ۱۱۱هر کس که به دل چو لاله داغی دارد←شمارهٔ ۱۱۲این خانه دگر چو نی نوایی دارد←شمارهٔ ۱۱۳فکر نوئی از برای ما باید کرد←شمارهٔ ۱۱۴گر درد عموم را دوا باید کرد←شمارهٔ ۱۱۵یا سد ره فقر و غنا باید کرد←شمارهٔ ۱۱۶در گاه عمل شتاب می‌باید کرد←شمارهٔ ۱۱۷با عزم متین شتاب می‌باید کرد←شمارهٔ ۱۱۸در کعبه برهمنی نمی‌باید کرد←شمارهٔ ۱۱۹با این ره و رسم بد چه می‌باید کرد←شمارهٔ ۱۲۰آن میر که جا در اطلس و قاقم کرد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth