شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفرخی یزدی
فرخی یزدی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۱درد و غم خوبان جوان پیرم کرد←شمارهٔ ۱۲۲ - سقوط کابینهٔ قوام‌السلطنهآن خودسر مرتجع که دل‌ها خون کرد←شمارهٔ ۱۲۳ - درباره وستداهل سوئدی، رییس شهربانیوستال پی دفاع دل یکدله کرد←شمارهٔ ۱۲۴آن شیخ که دم ز علم اخفش می‌زد←شمارهٔ ۱۲۵گر سائس ملک با کیاست باشد←شمارهٔ ۱۲۶گر بر دل ما گرد ملالت باشد←شمارهٔ ۱۲۷گفتی دل خون کرده عوض خواهد شد←شمارهٔ ۱۲۸آخر دل من ز غصه خون خواهد شد←شمارهٔ ۱۲۹دانی که دلِ غمزده چون خواهد شد←شمارهٔ ۱۳۰با خلق خدا شریک غم باید شد←شمارهٔ ۱۳۱یا هم چو ضعیف منزوی باید شد←شمارهٔ ۱۳۲در مسلک مالک ملکی سالک شد←شمارهٔ ۱۳۳ - به مناسبت ترور عشقییک دم دل ما غمزدگان شاد نشد←شمارهٔ ۱۳۴ - به مناسبت ترور عشقییک دم دل ما غمزدگان شاد نشد←شمارهٔ ۱۳۵هر خویش چو نقش در و دیوار نشد←شمارهٔ ۱۳۶شادم که دل خراب ترمیم نشد←شمارهٔ ۱۳۷هر سر که بپای خم می سوده نشد←شمارهٔ ۱۳۸یک دم دل من ز غصه آسوده نشد←شمارهٔ ۱۳۹از رأی شمیران غم دل افزون شد←شمارهٔ ۱۴۰دوشینه لوای صلح افراشته شد←شمارهٔ ۱۴۱ای کاش مرا ناطقه گویا می‌شد←شمارهٔ ۱۴۲ای کاش که راز دل مبرهن می‌شد←شمارهٔ ۱۴۳ - به مناسبت قتل کلنل پسیانروزی که شهید عشق قربانی شد←شمارهٔ ۱۴۴این قوم که تا کشور ما تاخته‌اند←شمارهٔ ۱۴۵بس هم‌نفسان نرد غلط باخته‌اند←شمارهٔ ۱۴۶آنان که لوای فقر افراخته‌اند←شمارهٔ ۱۴۷ - در مورد وکلای مجلسآنان که سوار اسب گلگون شده‌اند←شمارهٔ ۱۴۸ابناء بشر جمله ز یک عائله‌اند←شمارهٔ ۱۴۹ - در مورد وثوق‌الدولهآنان که پریر قلب ما را خستند←شمارهٔ ۱۵۰آن سلسله ای که از امیران هستند←شمارهٔ ۱۵۱تجار ز فقر ناشکیبا گشتند←شمارهٔ ۱۵۲آنانکه به عدل و داد مفتون گشتند←شمارهٔ ۱۵۳ - راجع به کمپانی نفت و اختلاف آن با دولتافسوس که دست‌رنج ما را بردند←شمارهٔ ۱۵۴چون عیش و غم زمانه قسمت کردند←شمارهٔ ۱۵۵در کعبه خطاکار خطابم کردند←شمارهٔ ۱۵۶شادم که پری رخان غمینم کردند←شمارهٔ ۱۵۷ - اعتصاب غذای زندانیان زندان قصرصد مرد چو شیر، عهد و پیمان کردند←شمارهٔ ۱۵۸افسوس که دشمنان دلم خون کردند←شمارهٔ ۱۵۹آنانکه ز خون دو دست رنگین کردند←شمارهٔ ۱۶۰هر رأی که با دادن سیم آوردند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth