شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارفرخی یزدی
فرخی یزدی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۲۸۱آن روز که حرف عشق بشنفت دلم←شمارهٔ ۲۸۲دارم سر آنکه عیش پاینده کنم←شمارهٔ ۲۸۳آن سبزه که ترک این چمن گفت، منم←شمارهٔ ۲۸۴با فکر قوی گرسنه چون شیر، منم←شمارهٔ ۲۸۵آن خم که بود مدام در جوش، منم←شمارهٔ ۲۸۶از بسکه چو سرو چمن آزاده منم←شمارهٔ ۲۸۷از رنگ افق من آتشی می‌بینم←شمارهٔ ۲۸۸در موسم گل طرف چمن می‌خواهم←شمارهٔ ۲۸۹تا چند ز آه سینه دل چاک شوم←شمارهٔ ۲۹۰با دشمن و دوست گر شدی نرم چو موم←شمارهٔ ۲۹۱تا درس محبت تو آموخته‌ایم←شمارهٔ ۲۹۲ما بیرق صلح کل برافرشته‌ایم←شمارهٔ ۲۹۳از دست تو ما ساغر صهبا زده‌ایم←شمارهٔ ۲۹۴تا بر سر حرص و آز خود پا زده‌ایم←شمارهٔ ۲۹۵عمریست که بر عاطفه مفتون شده‌ایم←شمارهٔ ۲۹۶ما خاک به سر ز بی‌حسابی شده‌ایم←شمارهٔ ۲۹۷آن روز که ره بشادی و غم بستیم←شمارهٔ ۲۹۸ما دایره کثرت و قلت هستیم←شمارهٔ ۲۹۹یک عمر چو باد دور دنیا گشتیم←شمارهٔ ۳۰۰آن روز که ما و دل ز مادر زادیم←شمارهٔ ۳۰۱یک عمر چو جغد نوحه خوانی کردیم←شمارهٔ ۳۰۲یکچند به مرگ سخت جانی کردیم←شمارهٔ ۳۰۳روزی که به تاج طعنه سخت زدیم←شمارهٔ ۳۰۴روزی که به کار زندگی دست زدیم←شمارهٔ ۳۰۵عمری به دهان راستگو مشت زدیم←شمارهٔ ۳۰۶آن روز که چون سرو سر از خاک زدیم←شمارهٔ ۳۰۷آن روز که چون سبزه سر از خاک زدیم←شمارهٔ ۳۰۸یک عمر به بند آز پا بسته شدیم←شمارهٔ ۳۰۹بس جان ز فشار غم به دوران کندیم←شمارهٔ ۳۱۰آن روز که پابند جنون گردیدیم←شمارهٔ ۳۱۱ما زاده کیقباد و کیکاووسیم←شمارهٔ ۳۱۲از بسکه به پیش این و آن مبتذلیم←شمارهٔ ۳۱۳روزی که ز دل بانگ خبردار زنیم←شمارهٔ ۳۱۴برخیز که تا باده گلرنگ زنیم←شمارهٔ ۳۱۵گر طالع خفته را سحرخیز کنیم←شمارهٔ ۳۱۶باید ز کژی براستی میل کنیم←شمارهٔ ۳۱۷ما تکیه به قائدین ناشی نکنیم←شمارهٔ ۳۱۸ما یکسر مو به کس دوروئی نکنیم←شمارهٔ ۳۱۹در آتیه گر فکر نماینده کنیم←شمارهٔ ۳۲۰روزی است که اقدام غیورانه کنیم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth