شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱سرو قد تو هزار دستان دارد←شمارهٔ ۸۲زلفت چو بنفشه پیچ و تابی دارد←شمارهٔ ۸۳لعل لبت ای دوست زلالی دارد←شمارهٔ ۸۴ابروی کجت شکل هلالی دارد←شمارهٔ ۸۵دل با سر زلفین تو حالی دارد←شمارهٔ ۸۶مرغ دل سرگشته هوایی دارد←شمارهٔ ۸۷رخ را ز من خسته نهان می‌دارد←شمارهٔ ۸۸در هجر خودم نعره زنان می‌دارد←شمارهٔ ۸۹ما را غم هجرت نگران می‌دارد←شمارهٔ ۹۰ما را غم عشق تو زبون می‌دارد←شمارهٔ ۹۱رنگ رخ تو از رخ گل رنگ ببُرد←شمارهٔ ۹۲کس عهد وفا چنانکه پروانهٔ خُرد←شمارهٔ ۹۳در باغ شدم سحر که از غایت درد←شمارهٔ ۹۴ای روی من از فراق تو چون گل زرد←شمارهٔ ۹۵گل می‌رود و وداع گل باید کرد←شمارهٔ ۹۶گفتم که جهان مگر وفا خواهد کرد←شمارهٔ ۹۷گل رفت وداع گل ز جان باید کرد←شمارهٔ ۹۸ای سرو چمن چیده ز بالای تو درد←شمارهٔ ۹۹عشق تو که در جهان همه بازی کرد←شمارهٔ ۱۰۰دستارچه گر بوی تو را برگیرد←شمارهٔ ۱۰۱گفتم که دلم همچو تو یاری گیرد←شمارهٔ ۱۰۲در باغ بدیدم صنمی سیمین خد←شمارهٔ ۱۰۳چشمت به کرشمه خون دلها ریزد←شمارهٔ ۱۰۴دل تنگ مشو که جان به جانان برسد←شمارهٔ ۱۰۵این درد مرا مگر دوایی برسد←شمارهٔ ۱۰۶آن دوست که آرام دل ما باشد←شمارهٔ ۱۰۷تا آرزوی روی نگارم باشد←شمارهٔ ۱۰۸تا کی دلم از هجر تو پر خون باشد←شمارهٔ ۱۰۹بیچاره دلم زبون گردون باشد←شمارهٔ ۱۱۰چون چشم خوشت مست و خرابی باشد←شمارهٔ ۱۱۱با دل گفتم اگر مجالی باشد←شمارهٔ ۱۱۲چشمت به کرشمه بین که جان می‌بخشد←شمارهٔ ۱۱۳تا سرو قدش ز چشم ما پنهان شد←شمارهٔ ۱۱۴خورشید رخ تو را ز جان خواسته شد←شمارهٔ ۱۱۵چون ماه رخش تمام پیراسته شد←شمارهٔ ۱۱۶تا شاهد حسن گل به بازار آمد←شمارهٔ ۱۱۷از لطف خدا حسن تو آراسته‌اند←شمارهٔ ۱۱۸ای چرخ فلک به خیرگی دیده مبند←شمارهٔ ۱۱۹ای همّت من درخور بالات بلند←شمارهٔ ۱۲۰دل داد به دست باد پیغامی چند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth