→ دیوان اشعارمجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱دوران فلک چون تو شهی ننماید←شمارهٔ ۸۲بنمای رخ ار کام منت می باید←شمارهٔ ۸۳خورشید رخت شبی که وصل آراید←شمارهٔ ۸۴ای صبر نگفتی چو غمی پیش آید←شمارهٔ ۸۵چون حق مروت و کرم نگزارید←شمارهٔ ۸۶چون کار من از شهاب بر چرخ رسید←شمارهٔ ۸۷برخاست دلم تا دگری بگزیند←شمارهٔ ۸۸آن دل که ز غم خون شد اگر به بیند←شمارهٔ ۸۹یاد تو چو جان در دل من بنشیند←شمارهٔ ۹۰ای دل طمع از جفاپرستی بردار←شمارهٔ ۹۱جانم به سر زلف مشوش بگذار←شمارهٔ ۹۲ای از غم هجران تو ای طرفه نگار←شمارهٔ ۹۳یارم سخن عشوه نهاد اندر بار←شمارهٔ ۹۴یک تیر جفا نماند کان زیبا یار←شمارهٔ ۹۵با من چو گل ار شبی بپیوندد یار←شمارهٔ ۹۶ای دل ز ره دراز می آید یار←شمارهٔ ۹۷گر دیده بدی روی ترا یوسف مصر←شمارهٔ ۹۸من دوش به یار گفتم ای تنگ شکر←شمارهٔ ۹۹چون لطف سماع هست جامی کم گیر←شمارهٔ ۱۰۰با یار جفا جوی پس از هجر دراز←شمارهٔ ۱۰۱بی زلف تو شد چشم من از ابر خجل←شمارهٔ ۱۰۲یک دست به مصحف و دگر دست به جام←شمارهٔ ۱۰۳دی از می عشق مست برخاسته ام←شمارهٔ ۱۰۴ای چرخ به زیر پای تو پست شدم←شمارهٔ ۱۰۵گفتم که مگر داد بزرگی دادم؟←شمارهٔ ۱۰۶گفتم که به مهر یار دل بسپردم←شمارهٔ ۱۰۷گفتم ز دم سرد رهان یک بارم←شمارهٔ ۱۰۸چون عود اگر چه تن بلاکش دارم←شمارهٔ ۱۰۹از چشم خود ابر را خجل می دارم←شمارهٔ ۱۱۰دل بر تو فشانم ار بسوزی جگرم←شمارهٔ ۱۱۱تا کی غم وصل تو پر آوازه خورم←شمارهٔ ۱۱۲چون در شب هجر تو فرو شد روزم←شمارهٔ ۱۱۳گفتم به مراعات دل و تن برسم←شمارهٔ ۱۱۴تن کو که بدو ناز و دلال تو کشم؟←شمارهٔ ۱۱۵ماییم درین زمانه سر دفتر غم←شمارهٔ ۱۱۶جان خواست ز من دوش بت دلگسلم←شمارهٔ ۱۱۷پیوسته ز روزگار دشمن کامم←شمارهٔ ۱۱۸روزی که سراپرده بر افلاک زنم←شمارهٔ ۱۱۹در شیوه عشق بیش ازین کم نزنم←شمارهٔ ۱۲۰با دل گفتم کای دل پرفن! چکنم؟←