→ دیوان اشعارمجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۱چندانکه به کار خود فرو می بینم←شمارهٔ ۱۲۲هر عذر که با یار بداندیش نهم←شمارهٔ ۱۲۳چون غنچه اگر بند دهان بگشایم←شمارهٔ ۱۲۴گر معتکف در وثاق تو نیم←شمارهٔ ۱۲۵ای دیده اقبال به رویت نگران←شمارهٔ ۱۲۶مه اهل سپاهان و مه بدعهدیشان←شمارهٔ ۱۲۷زان زر هوسی که خیزد از کان سخن←شمارهٔ ۱۲۸آن عاقل دوست همچو ابله دشمن←شمارهٔ ۱۲۹تقویم نو ای معجز طبع تو سخن!←شمارهٔ ۱۳۰صد طعنه ز هر گدای می خوردم من←شمارهٔ ۱۳۱آساید اگر شوی تو همخوابه من←شمارهٔ ۱۳۲کندم همه شب ریش ز عشقت تا تو!←شمارهٔ ۱۳۳ای گشته زیان مملکت سود از تو!←شمارهٔ ۱۳۴هر تخم که کاشتم نیامد به درو←شمارهٔ ۱۳۵چون سایه نه نیستم نه هستم بی تو←شمارهٔ ۱۳۶وصلی که مرا به ناز پروردی کو؟←شمارهٔ ۱۳۷ای شب چکنم چاره! من از بهر خدای←شمارهٔ ۱۳۸ای برده دلم به صد هزار استادی!←شمارهٔ ۱۳۹صد عشوه نغز و دلستان آوردی←شمارهٔ ۱۴۰با دل گفتم چو دلبری بگزیدی←شمارهٔ ۱۴۱ای موی سپید! اگر شبی با یاری←شمارهٔ ۱۴۲ای دل! تو اگر ز رنج جان پرهیزی←شمارهٔ ۱۴۳زان دل ز من ای سرو سهی! نستانی←شمارهٔ ۱۴۴هر شب صنما! که رای زی خنده کنی←شمارهٔ ۱۴۵یک دم به وصال با رهی ناسایی←شمارهٔ ۱۴۶آنکس که به چهره بوستانیست تویی←شمارهٔ ۱۴۷در معرکه شیر آتش انگیز تویی←شمارهٔ ۱۴۸دل گفت مرا که آن بت از دلجویی←شمارهٔ ۱۴۹ای غم! تو فراق من گزینی گویی←
→ صفحهٔ قبل۴ از ۴