→ دیوان اشعارسید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۲۱در خدمت کس گر نکنم پشت به خم←شمارهٔ ۱۲۲من روی بدان زلف چو شست آوردم←شمارهٔ ۱۲۳آن شد که ترا به جان بها می کردم←شمارهٔ ۱۲۴آرامگه دل خم مویت دیدم←شمارهٔ ۱۲۵در عشق تو چون خیره سران می خندم←شمارهٔ ۱۲۶مندیش که بی گل تو در گلزارم←شمارهٔ ۱۲۷نی یاد کند یار ز رنج سفرم←شمارهٔ ۱۲۸کی بو که قدم از این جهان برگیرم←شمارهٔ ۱۲۹از علم زمین و آسمان می گیرم←شمارهٔ ۱۳۰ای عکس خیالت آفتاب چشمم←شمارهٔ ۱۳۱چون باز رهد ز غصه جان پاکم←شمارهٔ ۱۳۲در دست یک ستمگر افتاد دلم←شمارهٔ ۱۳۳نزدیک تو ای از همه کس کم که منم←شمارهٔ ۱۳۴یارب ز تو آنچه من گدا می خواهم←شمارهٔ ۱۳۵از عمر که بگذشت بلا می بینم←شمارهٔ ۱۳۶تا عمر بود به دل هوای تو کنم←شمارهٔ ۱۳۷رفتیم و گرانی ز وصالت بردیم←شمارهٔ ۱۳۸تا چنگ بر آن سنبل پرتاب زدیم←شمارهٔ ۱۳۹سر کوفته در پای بلا می گردیم←شمارهٔ ۱۴۰بدخواه تو گفت ای ملک هفت اقلیم←شمارهٔ ۱۴۱سبحان الله بعهد تو آن گویم←شمارهٔ ۱۴۲دل بسته روزگار پر زرق شدن←شمارهٔ ۱۴۳ای دل ز غمش ناله زاری می کن←شمارهٔ ۱۴۴دارم ملکا چو ریگ و باران دشمن←شمارهٔ ۱۴۵ای کرده بسی جفا به جای دل من←شمارهٔ ۱۴۶آن رفت که عشوه می خریدم ز تو من←شمارهٔ ۱۴۷خورشید بنفش و ماه گلرنگش بین←شمارهٔ ۱۴۸ای مردم چشم ملک بینا از تو←شمارهٔ ۱۴۹بگشای تو مشرق ای به حجت خسرو←شمارهٔ ۱۵۰در راه یگانگی نشان ما کو←شمارهٔ ۱۵۱رفتم ز درت دل به غمت کرده گرو←شمارهٔ ۱۵۲ای دولت و دین را به سزا شاهنشاه←شمارهٔ ۱۵۳ای در طلب لطف تو دریا تشنه←شمارهٔ ۱۵۴ای نقش تو از دیده به دل جان بسته←شمارهٔ ۱۵۵ای شاه تو شیر می فکندی ره ره←شمارهٔ ۱۵۶ای عزم تو بر دولت و دین آکنده←شمارهٔ ۱۵۷داد دلم ای خیال هر شب تو بده←شمارهٔ ۱۵۸جانا تو به وصل خویش تعریفم ده←شمارهٔ ۱۵۹ای نیست شده در غم تو هست همه←شمارهٔ ۱۶۰بر دست من ای شوخ می روشن نه←