شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارآذر بیگدلی
آذر بیگدلی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱برف آمده و بیخته کافور به بید←شمارهٔ ۸۲تا در غم جانان، به لبم جان نرسید؛←شمارهٔ ۸۳دردی که به پای جبهه‌سای تو رسید←شمارهٔ ۸۴سلخ شعبان، میم بدریوزه رسید←شمارهٔ ۸۵با گل میگفت بلبلی زار و نزار←شمارهٔ ۸۶میخانه، ز کارگاه مانی خوشتر←شمارهٔ ۸۷پیمانه ی ما پر از شراب اولیتر←شمارهٔ ۸۸ای رفته سوی خلد، ز دامان پدر←شمارهٔ ۸۹ز آزردن جان خسته جانی بگذر←شمارهٔ ۹۰امشب دارم بجان ز تن سوز دگر←شمارهٔ ۹۱این پرده که نقش چین خجل کرده نگر←شمارهٔ ۹۲آذر! دو جهان بدرگهش بنده نگر!←شمارهٔ ۹۳آذر! آن شوخ را در اندیشه نگر!←شمارهٔ ۹۴چل سال، براه عاشقی کردم سیر←شمارهٔ ۹۵ای جود تو از ابر برآورده نفیر←شمارهٔ ۹۶زآن د رچو روم، عاشق زاری کم گیر؛←شمارهٔ ۹۷از غالیه خاک این چمن بیخته گیر←شمارهٔ ۹۸شب بیتو چو باشم، سحرم ناید باز←شمارهٔ ۹۹هر مرغ که نامه ی من از تیهو و باز←شمارهٔ ۱۰۰در کنج خرابه بر حصیری دو سه گز←شمارهٔ ۱۰۱جویم هر روز شب، که کاهد این سوز←شمارهٔ ۱۰۲تا کی شب و روز و روز، شب از سر سوز←شمارهٔ ۱۰۳شبها دارم از آن مه مهر فروز←شمارهٔ ۱۰۴امشب ز مه رخت شبم مهر افروز←شمارهٔ ۱۰۵یاری که بود دردم ازوف درمان نیز←شمارهٔ ۱۰۶تن ز آتش غم، چو عود می بین و مپرس←شمارهٔ ۱۰۷خسرو، کآراست ملک چون روی عروس←شمارهٔ ۱۰۸جانم ز تو شد تباه، افسوس افسوس!←شمارهٔ ۱۰۹یا رب مپسند کعبه گردد ناووس←شمارهٔ ۱۱۰یاری کامروز نقد دل باختمش←شمارهٔ ۱۱۱یار آمد و، جان برایگان میدهمش←شمارهٔ ۱۱۲خوش آنکه ز وصل تو شبی بالم خوش←شمارهٔ ۱۱۳امشب مهم آمد، نه چنان فاش که دوش←شمارهٔ ۱۱۴نقشی زخطا نبسته کلک تو زخط←شمارهٔ ۱۱۵بوی گل خود میشنوم از گل باغ←شمارهٔ ۱۱۶شد ماه سخن نهفته آذر ز کلف←شمارهٔ ۱۱۷روز وصلت، شد آتش افروز فراق!←شمارهٔ ۱۱۸گفتم: گویم درد غم اندوز فراق←شمارهٔ ۱۱۹شادیم، مدام از غم دلکش عشق←شمارهٔ ۱۲۰ای بسته در صلح و گشاده در جنگ←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth