شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارآذر بیگدلی
آذر بیگدلی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۲۱ای خواجه، چه میگریزی از من مه و سال؟!←شمارهٔ ۱۲۲آن چارده ساله ماه، کز غنج و دلال←شمارهٔ ۱۲۳ای شوخ! فراق تو کشیدن مشکل←شمارهٔ ۱۲۴عید است، مگردان صنما روی ز گل←شمارهٔ ۱۲۵ز آن شب که رخت دیده، گلت چیدستم←شمارهٔ ۱۲۶بس شب بلب آه سینه سوز آوردم←شمارهٔ ۱۲۷دلدار ز جور کام مشکل دهدم←شمارهٔ ۱۲۸در گلشن روزگار میگردیدم←شمارهٔ ۱۲۹گر در باغم، ز باغبان ناز کشم←شمارهٔ ۱۳۰ای محرم خلوت ومه انجمنم←شمارهٔ ۱۳۱در کوی تو، دلباخته ها می بینم←شمارهٔ ۱۳۲چون رخت ازین سرای شش گوشه بریم←شمارهٔ ۱۳۳چون گشت بخیر عاقبت کار نعیم←شمارهٔ ۱۳۴وقت است ز باغ نکهت گل شنویم←شمارهٔ ۱۳۵ - ماده تاریخ (۱۱۸۶ه.ق)چون صدر جهان ازین جهان شاد چنان←شمارهٔ ۱۳۶چند ای ظالم! بهر فریب دگران←شمارهٔ ۱۳۷آن دوست که دشمن است با دوست همان←شمارهٔ ۱۳۸جمشیدی و جام تو شکستن نتوان!←شمارهٔ ۱۳۹ای در هوس روی تو، روشن رایان!←شمارهٔ ۱۴۰ای دوست! چراغ مهر خاموش مکن←شمارهٔ ۱۴۱خوش آنکه بگوش تو رسد یا رب من←شمارهٔ ۱۴۲ای آنکه سر کوی تو شد منزل من←شمارهٔ ۱۴۳ای سوخته از هزار فرسخ دل من!←شمارهٔ ۱۴۴دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من←شمارهٔ ۱۴۵آن کس که براز عشق شد محرم من←شمارهٔ ۱۴۶دی دست نگارین بت سیمین تن من←شمارهٔ ۱۴۷این طاس مصفی که بود آینه گون←شمارهٔ ۱۴۸آه از حسنین، کز جهان شیون و شین←شمارهٔ ۱۴۹در دل آهم شعله فروز است ببین!←شمارهٔ ۱۵۰بشکافته دوست بر تنم پوست ببین!←شمارهٔ ۱۵۱آن زلف، که صید مرغ دل کرده ز چین←شمارهٔ ۱۵۲شاها!تا کی پیاده ماند فرزین؟!←شمارهٔ ۱۵۳شد زلزله یی، که نیست شد هست زمین←شمارهٔ ۱۵۴یا رب! یکی از عباد زورآور تو←شمارهٔ ۱۵۵ای من ز جفا جسته جدایی از تو←شمارهٔ ۱۵۶از کین چکند تا بدل ما دل تو؟!←شمارهٔ ۱۵۷گفتم: بدلی نکرده یاری دل تو←شمارهٔ ۱۵۸جز در دل من گذر ندارد غم تو←شمارهٔ ۱۵۹صحبت چه شود گرم میان من و تو←شمارهٔ ۱۶۰گفتم: یار است پای من در گل از او!←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth