→ دیوان اشعارمجد همگر
مجد همگر
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۳۶۱بر تو به جوانی دلم من مفتون شد←شمارهٔ ۳۶۲بر نام تو چون نام رهی املی شد←شمارهٔ ۳۶۳از بس که رخ نامه به خون تر میشد←شمارهٔ ۳۶۴بر یاد رخ و قد تو ای سرو بلند←شمارهٔ ۳۶۵غصنی چو فروع شرع را سایه فکند←شمارهٔ ۳۶۶گر بر سر آتشم نشانی چو سپند←شمارهٔ ۳۶۷پستم کردی به محنت ای چرخ بلند←شمارهٔ ۳۶۸گریانم از اندوه و عدو بر من چند←شمارهٔ ۳۶۹ای شاه چگونهای در آن خاک نژند←شمارهٔ ۳۷۰ای همچو سلیمانت سر و تاج بلند←شمارهٔ ۳۷۱ایزد چو نهان من و تو میداند←شمارهٔ ۳۷۲در جعبه روزگار یک تیر نماند←شمارهٔ ۳۷۳گر خواب خوش است عق مرگش خواند←شمارهٔ ۳۷۴عهدی دارد جهان که تا بتواند←شمارهٔ ۳۷۵در دیده ز گلزار رخت خار بماند←شمارهٔ ۳۷۶گلبرگ به روی چون بهارت ماند←شمارهٔ ۳۷۷نه ابر به چشم اشکبارم ماند←شمارهٔ ۳۷۸در دیده بجز اشک به دامن بنماند←شمارهٔ ۳۷۹ای نفس چو برگ کامرانیت نماند←شمارهٔ ۳۸۰ای دل چو شه ستوده آثار نماند←شمارهٔ ۳۸۱گیرم که وفا و عهد را نام نماند←شمارهٔ ۳۸۲جانا رمقی در دل شوریده نماند←شمارهٔ ۳۸۳خورشید بماناد اگر سایه نماند←شمارهٔ ۳۸۴گردون سیه دل که به کاسی ماند←شمارهٔ ۳۸۵تا گرد گلت سنبل تر کاشتهاند←شمارهٔ ۳۸۶زان قصه دردم که یکی یار نخواند←شمارهٔ ۳۸۷اشک و دل خونین شده با هم یارند←شمارهٔ ۳۸۸خورشید و مه ار برت زمین بوس آرند←شمارهٔ ۳۸۹مشتاقانت ز عافیت مهجورند←شمارهٔ ۳۹۰هرگز دل من یک دم بی غم نزند←شمارهٔ ۳۹۱آنان که چهان کَنند و مردم سوزند←شمارهٔ ۳۹۲یک چند نبودم ز وصالت خرسند←شمارهٔ ۳۹۳هر شب که مرا درد تو بیدار کند←شمارهٔ ۳۹۴والله که گر دل مرا خوش نکند←شمارهٔ ۳۹۵با من سگ گنجه پنجه در پنجه کند←شمارهٔ ۳۹۶گفتم که تو را ماه فلک میخوانند←شمارهٔ ۳۹۷مگذار که اغیار به راهت بینند←شمارهٔ ۳۹۸آنم چو نمیدهی که مستان خواهند←شمارهٔ ۳۹۹فردا چو حساب من مسکین خواهند←شمارهٔ ۴۰۰از خاک چو رخت من بر افلاک نهند←