شعر را زندگی کن
مجد همگر

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۰۱چشم ارتن خویش غرقه در خون بیند←شمارهٔ ۴۰۲مسکین دلم از هجر تو آن می‌بیند←شمارهٔ ۴۰۳گر خسته دلی شبی به غم بنشیند←شمارهٔ ۴۰۴ای دل هوست به گفتگو ننشیند←شمارهٔ ۴۰۵گه گریه ز مهرت آشنائی بدهد←شمارهٔ ۴۰۶تا چرخ زمین را مدد از خور ندهد←شمارهٔ ۴۰۷گفتم به یکی کله که خاکش فرسود←شمارهٔ ۴۰۸ظلم است کز اوست عقل و دین ناخشنود←شمارهٔ ۴۰۹تا هجر تو داغ دل ریشم فرمود←شمارهٔ ۴۱۰آن دل که به دوری تو خرسند بود←شمارهٔ ۴۱۱روزی که ز عشق من ملالت نبود←شمارهٔ ۴۱۲می جز ز کف تو نوش لب خوش نبود←شمارهٔ ۴۱۳ایزد چو به قهر دوزخت تافته بود←شمارهٔ ۴۱۴شاها فلک از در فسوس تو بود←شمارهٔ ۴۱۵تا جان دارم غمت ز جانم نرود←شمارهٔ ۴۱۶درد تو ز دل به داغ هجران نرود←شمارهٔ ۴۱۷ای نفس اگر خاک تو بر باد شود←شمارهٔ ۴۱۸در چشم سپهر سرمه شرم شود←شمارهٔ ۴۱۹ماهی که به مهرش دل خور گرم شود←شمارهٔ ۴۲۰کاری فلکا از تو میسر نشود←شمارهٔ ۴۲۱از خوی بدت که هیچ بهتر نشود←شمارهٔ ۴۲۲هرگز هوست زین دل مستم نشود←شمارهٔ ۴۲۳هرگز ز تو میل و آرزویم نشود←شمارهٔ ۴۲۴ریش دل من به هجر تو به نشود←شمارهٔ ۴۲۵خون گر ز لقب تاشی‌ات آگاه شود←شمارهٔ ۴۲۶با هر که دلم به مهر پیوسته شود←شمارهٔ ۴۲۷حاشا که به بوسه خالت آلوده شود←شمارهٔ ۴۲۸تا سوسن آزاد زبان در تو کشید←شمارهٔ ۴۲۹زان سیم و زری که در دم گاز آید←شمارهٔ ۴۳۰شبها که دلم بی تو به فریاد آید←شمارهٔ ۴۳۱هر باد که از جانب بغداد آید←شمارهٔ ۴۳۲گر بر دلم از جور تو صد تیر آید←شمارهٔ ۴۳۳ابروی ترا ز ماه نو ننگ آید←شمارهٔ ۴۳۴از لطف تو قد سرو را حال آید←شمارهٔ ۴۳۵نه کار به آب دیده برمی‌آید←شمارهٔ ۴۳۶در نامه ز بس غم که به هم می‌آید←شمارهٔ ۴۳۷چون یاد ز یار دلکشم می‌آید←شمارهٔ ۴۳۸هر شب چو رهی ز غم زبون می‌آید←شمارهٔ ۴۳۹گل آب شد از شرم چو روی تو بدید←شمارهٔ ۴۴۰دی گفت نهفته رخ چو در راهم دید←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth